دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «process design» ثبت شده است

به نام خدا

سلام دوستان یه درسی داریم این ترم به اسم "نظریه ها و روش های طراحی" با دکتر محمودی این ترم هر جلسه یه موضوع بود که برای هر موضوع 5 نفر باید تحقیق کنن و یه چیزی رو ارایه بدن. دو تا ارایه ای که توی کلاس داشتم رو گذاشتم اینجا اولی مربوط به جلسه ی دوم کلاس و در مورد فرایند طراحی هست و دومی مربوط به جلسه ی پنجم شکل گیری کانسپت ... (ادامه مطلب)


زبان الگو – کریستوفر الکساندر


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۲ ، ۲۲:۲۱

طراحی از کجا شروع می شود؟


خاطرم هست یکی دو روز پیش و در حاشیه ی یکی از برنامه های انجمن بحثی پیش کشیده شد سر این که طراحی معماری یا فرایند طراحی معماری رو باید از کجا شروع کرد؟  خوب حرف ها متفاوت بود شاید تعدیل شده ترین صحبت ها حول و حوش این میگشت که برای هر موضوعی باید از یه جای خاص شروع کرد مثلا المان رو باید به خاطر خاصیت فرمی بودن از فرم یا کانسپت (استعاره و مفهوم) شروع کرد یا بیمارستان و ... رو از پلان و قص علی هذا ...

(ادامه ی مطلب)


 مشهدی میرزا - circumstances - انجمن علمی معماری علم و صنعت

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۰۵

معماری به مثابه ی پژوهش یادداشت دومم برای سایت یانون دیزاین هست دوستان بنابه صلاح دید هم این جا یا اون جا :) میتونن نظرشونو بگن ...

لینک مطلب در یانون: معماری به مثابه پژوهش


واسه معرفی یادداشتم کامنت صادق لطفی زاده رو میذارم:

این مسئله من رو یاد نسبت مسابقات اتومبیل رانی فرمول یک انداخت با صنعت خودرو سازی!
فرمول یک به ظاهر یه مسابقه الکیه..اما در واقع یه مکان انتزاعی و ایزوله هست برای پیشرفت تکنولوژی در صنعت اتومبیل رانی خیلی از چیزایی که ما امروز تو خودرو هامون داریم مثل ترمز ای بی اس و بدنه های فیبر کربنی و غیره، میراث همین مسابقات هستند هر چند هیچ ماشین فرمول یکی تو جاده های عادی حرکت نمیکه اما روح حرکت و بهتر شدن رو به ماشینای دیگه میدمه - (ادامه ی مطلب)

معماری به مثابه پژوهش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۳:۴۳
سلام دوستان
بعد از یکی دو تا کامنت انگلیسی گذاشتن توی archdaily و حسابی جوگیر شدن بنده! بالاخره دلمو به دریا زدم و اولین کتاب انگلیسی رو شروع کردم به خوندن!
البته خیلی دست و پا شکسته ولی کتاب خیلی خوبیه ... جزو منابعی بود که کتاب تئوری معماری سالینگاروس خیلی بهش ارجاع داده بود. و بیچاره رو به هزار زحمت که دانلود کردم دو سالی خاک میخورد!
راستش فعلا 5-6 صفحه ای خوندم به علاوه ی یه 20-30 صفحه فهرست و اینا :) منتهی این تو بمیری دیگه ازون تو بمیریا نیست میخوام تا آخرش برم ... ان شالله

راستی چند روزی در فضای مجازی غایب میشم تا یه کم به کارای عقب افتادم برسم :)

virus of the mind



مطالب مرتبط دیگر دست-انداز:

در مسیر کشف یه خروار الگوهای فضایی با تشکر ویژه از رفیق حائری!


 

هم چنین مطالب مرتبط با   فرایند طراحی و process design  دغدغه هام،  کتاب معماری، معرفی کتاب،   هم میتونید ببینید :)


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۱ ، ۱۱:۳۲

امروز بعد از مدت ها رفتم دانشکده :) دفاعیه ی یکی از بچه های دکتری بود با همین عنوانی که برای متن نوشتم. از طریق خبرنامه  ی دانشگاه مطلع شده بودم و فکر کنم می ارزید حتی 2 هفته به کنکور دلمو به دریا بزنم به خاطرش از خوابگاه بزنم بیرون :) ... خوب واقعا هم همین طور بود ... ان شالله سر فرصت گزارش بهتری ازشو این جا میذارم.

sketch


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۱ ، ۰۳:۳۷
فرایند طراحی


مطلبی رو از هفت و پنج دیدم مطلب خوب و کاملی بود با این عنوان :"برون دادهای فرایند طراحی"

فکر کردم بد نیست یه سری نکات بهش اضافه کنم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۶:۴۹
سلام دوستان این مطلب به صورت کامل به این ادرس منتقل شده است
http://ganje.blog.ir/post/11


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۱ ، ۱۰:۴۲

معرفی کتاب تکه انگاری فرایندی در طراحی معماری تالیف دکتر ادیبی انتشارات دانشگاه تهران

منتشر شده در "ساباط" - دفترفرهنگی دانشکده معماری و شهرسازی علم و صنعت

 

دکتر ادیبی از اساتید دانشگاه تهران چند وقت پیش در این بازار ترجمه و چاپ کتاب های رنگ و وارنگ معماری (که بیشتر شبیه ژورنال اند تا کتاب!) چند وقت پیش کتابی را تالیف کردند که به نظرم روحی تازه در این کالبد بیجان و رنگارنگ کتاب های معماری دمید. این جا قصد داریم به معرفی هر چند اجمالی و شاید هم البته کمی جهت دار و مطابق میل و تصورات خودمان از این کتاب بپردازیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۰ ، ۰۹:۳۸

عنوان بالا رو از متن یکی از دوستان قرض کردم جایی که در اعتراض به دورشدن از هدف اسکیس زدن مطلبی رو نوشته بودند که البته گویا فرصت تصحیح و انتشارش رو پیدا نکردو صد البته که تنها من توفیق دیدن متنش رو داشتم، جایی از همین متن گفته بود: " چیزی در معماری همیشه آزار دهنده بوده و هست و آن فقر متدولوژیک (روش شناختی) دانشجویان معماری در دوره ی کارشناسی است انگار دوست داریم کمتر درباره ی کاری که واقعا انجام می دهیم صحبت کنیم بخوانیم و البته گه گاه بنویسیم ..." من هم این رو تا حدودی قبول دارم این که درست در مقطعی که شاید همه ی محتوی فکری دانشجوی معماری در حال تکوین و شکل گیری است ما چیزی بهش یاد نمی دیم و به حال خودش رهاش می کنیم تا هرچی تجربه کرد ... و تمام شناخت یک دانشجو در مورد طراحی می شه همان تجاربی که به صورت ناخودآگاه و کورکورانه در طول تحصیل یاد می گیره به نظر می رسه علت اوج و افول نا متوازن برخی دانشکده های کشور هم دقیقا همین باشه می شنویم در دهه 70 یا 80 معماری دانشگاه آزاد فلان شهر کولاک بوده و در دهه ی بعد فلان دانشکده و ... و حتی بالاتر از این زمانی معماری ایران ( آن هم عموما قبل انقلاب ! ) عالی بوده و حالا حرفی برای گفتن ندارد اگر خیلی از عوامل دیگر (گرچه شاید به نظر خیلی ها مهم ترین عوامل هم باشند) صرف نظر کنمی و کمی هم جانب دارانه نگاهی دیگر به این اوضاع کنیم می بینیم معماری ما خیلی خیلی متکی به اشخاص بوده و هست زمانی با حضور دکتر فلانی در دانشگاه فلان بچه ها خیلی خوب ... سیحون در دانشکده هنرهای زیبا ... و وقتی این افراد رو از دست می دیم ...؟! فکر می کنم نصف مشکلات معماری کشور فقط با کمی توجه به "آموزش معماری" حل بشه! شناخت و آگاهی دانشجویان معماری ما به شدت تحت تاثیر زمان، رسانه، استاد،دانشگاه و ... است چرا؟  یکی از دلایل بی شمارش متونه این باشه که به صورت دقیق و علمی به آموزش توجه نمی شه!

 

چرا گاهی (و برای بعضی همیشه) مست کروکی های دقیق از ساختمان هاییم و بعضی هم البته برای این کار اصلا محلی از اعراب قایل نیستند و خیلی از ما تا ترم های آخر تحصیلمان هم نمی دانیم چرا کروکی می زدیم و شاید هم اصلا تعریف کروکی و اسکیس را نفهمیدیم!

واقعا تعریف کروکی انقدر پیچیده و مبهم بود که برای چند ترم وقتی از بچه های هم کلاسی می پرسیدیم کروکی چیه؟  هر ترم و البته به نسبت استاد و دانشکده و فهم خود دانشجو و آب و هوا و هزار جور عوامل دیگر ...!! برای کروکی تعریف داشتیم!

 

فکر می کنم همه ی این ها از این نشات می گیره که در معماری و آموزش معماری سلیقه و تجربه ی خود استاد و دانشجوحرف اول و آخر را میزند. البته این به معنای این نیست که ما عموما این روش رو پذیرفتیم بلکه درست نشانه ی اینه که اصولا ما به آموزش معماری توجهی نداشتیم! و خلاصه هر کسی هر چی (هرچند در اکثر موارد تنها بخشی) از اساتیدش یاد گرفته می خواهد با سلایقش بیامیزد و به خورد نسل بعد بدهد غافل از این که واقعا قرار است چه چیزی رو و به چه صورتی آموزش دهیم؟

فکرمیکنم اگر اساتید خوبی که سال ها تعریفشان را از اساتید خوبمان شنیده ایم جند خطی تجاربشان را مدون می کردند یا به جای ترجمه ی صد نوع کتاب ترسیم یک کتاب درباره ی آموزش معماری ترجمه می شد حالا حال و روزمان این نبود !

 

اما بریم سر اصل مطلب (!) می خواستم بگم بیاییم "اسکیس ها را اشرافی نکنیم!"  

فریزر و هنمی fraser and henmi) ) دست نگاره های معماری را تحلیل و نظامی طبقه بندی پیشنهاد کرده اند که ...

 

دست نگاره های مرجع (=کروکی)

دست نگاره های طراحی

نمودارها

دست نگاره های ارائه

دست نگاره های خیالی"

 

به نقل از صفحه  ی 280 کتاب طراحان چگونه می اندیشند برایان لاوسن ترجمه :دکتر ندیمی

 

به همین سادگی!  "نظامی طبقه بندی پیشنهاد داده اند" بله به همین سادگی مشکل مثل منی از اول تحصیلاتم با اساتید حل شد

بر این فرض تعاریف پیشنهاد شده لزومی نداره در مرحله ی  طراحی شما چیزی بیش از آن چه توان ثبت کردن افکارتان را داشته باشید بکشید! دوستی دارم که انقدر در دست نگاره های طراحی اش دقت به خرج می داد که ... دست آخر خلاقیتی باقی نمی ماند. و دوستی هم داشتم که هر وقت می خواهد کارش را به استاد نشان دهد همه چیز انقدر خلاصه و "شخصی نگاشته شده" که استاد اغلب دچار کج فهمی می شه و خلاصه قرار می شه جلسه ی بعد:" دقیق بکش ببینم چی می گی؟" و این قصه همیشه ادامه دارد ...

خوب فکر می کنم چیزی که می خواستم بگم همین بود این که در مقام یه دانشجو سعی کنیم درباره ی طراحی (و نه صرفا طرحمان) هم البته کمی خارج از تجاربمان در دوران حرفه ای کمی مدون تر حرف بزنیم بحث کنیم و کتاب بخوانیم تا نه انقدر طراحانه معماری کنیم که دوستی در رسایمان بنویسد :"اسکیس ها را اشرافی نکنیم" و نه انقدر شلخته که ...

 

خلاصه هر وقت روشن درباره ی افکارمان حرف زدیم قطعا با نقد و جرح و تعدیل های دوستان و اساتیدمان مطمئنا جای کج فهمی باقی نمی ماند و قطعا رشد معماری کشور مان هم در بند گیر و دار استادی و شاگردانش نخواهد بود که اگر فلانی رفت و فوت کرد دیگر... 


اسکیس معماری - دیاگرام معماری - کروکی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۰ ، ۱۵:۲۴

"از رنجی که می بریم!"

گزارشی از حال و احوال این روزهای طرح 3

                                                              

مساله از اون جایی شروع شد که حدودا هفته ی قبل در راه بازگشت به خوابگاه صحبت هایی مثل همیشه حول و حوش طرح درگرفت قلیچی حرفی زد که بعد بسط و تفسیرهای دلبریان به نوعی با خیلی از اتفاقات اخیری که برام اتفاق افتاده پیوند خورد.

برداشت من از صحبت های 2 دوست و البته دیدن رکود و بی اشتیاقی ای که توی طرح 3 دیدم (درحالی که انتظار داشتم بچه ها بعد تابستون توی اولین ترم شور و اشتیاق بیشتری داشته باشن!) منو به این نتیجه رسوند که یه جورایی می شه گفت در یه دام از تکرار و بازآفرینی بی هدف و کسل کننده گیر کردیم  هر ترم و سر هر طرح در بدترین حالت بعد معرفی سایت و مطالعات و ... شروع می کنیم به آوردن تعدادی کانسپت های حجمی و ... بعد این ماکت ها کمی معقول تر می شن و پلان توشون جاگیر می شه و بعدشم باقی ماجرا ...

گرچه این بدترین صورت (البته به نظر (و شاید صرفا سلیقه ی شخصی) من) رو بشه فقط در شاید چند درصدی (چه قدر دقیق!) از بچه ها دید که اتفاقا کم هم نیستن اما وضع بقیه ی بچه ها هم چندان تعریفی نیست وقتی به تجربه ی شخصی ام رجوع می کنم و طراحی هایم رو توی درس های مختلف بررسی می کنم حداقل برای خودم می تونم این گزاره رو درست ببینم که "حتی اگه به طور مستقیم هم از فرآیندی که توی مقدمات 2 برای طراحی یاد گرفتم هم استفاده نکنیم اما این فرآیند تفکر کردن و خلق کردن تقریبا در تمام طول تفکر و طراحی ما حضور داره" البته واضحه که این فرآیند اصلا چیز بدی نیست اما مساله این جاست که انگار قرار نیست به جز این روش طراحی چیز دیگه ای یاد بگیریم!! زمانی تو جریان انتشار ساباط اسفند ماه و حین صحبت با بعضی اساتید کم کم به این نتیجه رسیدیم (البته با اقای دلبریان که حق کپی رایت رو هم رعایت کرده باشیم) که به نظر می رسه اصولا فرایند طراحی ما با فرایند طراحی در معماری سنتی اگه مغایر نباشه متفاوت هست فرایندی که به نظر می رسه توی معماری سنتی با هندسه و الگوهای هندسی و پیمون شروع می شه و به نوعی با بازآفرینی و دوباره سرهم کردن الگوها در یه قالب جدید پیگیری می شه. در حالی که چنین چیزهایی هیچ وقت در دانشکده مطرح نمی شه در سطحی بالاتر به جای آشنایی با شیوه ی تولید (روند طراحی) معماری سنتیمان از خلال برخی دروس تنها به رونگاری و برداشت صوری از این معماری گمارده می شیم و شاید فرصت این که دنبال این طور چیزها هم بریم رو هم از دست میدیم.

بر می گردیم به بحث اصلی این نوشته و اون این که به نظر می رسه آموزش معماری برای ما (چه از طرف دانشکده و چه از طرف خودمون) حرکتی ناخودآگاه و شاید حتی کورکورانه تصور می شه/ پیگیری می شه به نظر می رسه همان ترم های 3 و 4 و در جریان مقدمات یک و دو "طراحی" برای شما واشکافی می شه اون رو یاد می گیرید و حالا در طرح های یک تا چند فقط قراره مصادیق مختلف معماری و البته استانداردهای هرکدوم رو یاد بگیریم، حالا این وسط شما در روندی صرفا تجربی فهمتان از معماری بسط پیدا می کنه و بیشتر می فهمیدش اما ناخودآگاه، تجربی و شاید کورکورانه!

به نظر می رسه ریشه ی  مشکلات ما درست به همین کورکورانه حرکت کردن ربط پیدا می کنه جایی که به جای توجه به مساله سراغ راه حل میریم و برعکس (یا به معنایی وسیع تر هردوی این ها رو از طریق گم کردن این دسته بندی دو قطبی (مساله راه حل) از دست می دیم به نظر میرسه خارج از موضوع طراحی (مسکن مدرسه و ...) وقتش رسیده یه بار از بالا به همه ی کارهایی که در یک ترم انجام میدیم نگاه کنیم.

 

این مشکل در شئون بالاتری هم رخ می ده ما در دیکتاتوری مصالح خودمون گرفتار شدیم و تنها مجرای شناخت خودمون رو از معماری رو حصر در تجارب شخصی و صحبت هایی که اساتید و البته در شرایطی بهتر در بحث های بین خودمان شکل می گیره قرار دادیم  شاید درست به همین دلیل هم باشه که یکی دوترمی که می گذره و دیگه حرفی برای گفتن باقی نمی مونه این طور به کسالت می افتیم .

البته نباید بی انصافی هم بخرج بدیم وقتی جان زاده در طرح یک روی تناسبات موندریان کار می کرد یا وقتی قلیچی در انتقاد از کار یکی از دوستان یه دسته بندی از انواع ظهور و حضور ایده در طرح ارایه می ده به نظر می رسه بارقه های امیدی هست !!

 

همه ی این ها نشون می ده ما دنیای کوچیکی برای خودمون ساختیم حالا یا به دلیل تنبلی یا به دلایل دیگه هم انگار قرار نیست از این لاک بیرون بیایم وقتی با کار دانشجوهای دانشگاهای دیگه مواجه می شیم بیشتر یا بهتر بگم فقط سراغ محصول فرایند میریم نه راه حل و از کتاب خوندن هم خبری نیست و فکر می کنم وقتشه کمی کتاب بخونیم با اساتیدمون از فرایند رسیدن به راه حل هم حرف بزنیم و راه های دیگه ی رسیدن به یه راه حل خوب رو هم تجربه کنیم!


 کتاب دهیم مغزهایمان را - از رنجی که میبریم


پانویس:

1-      البته من خودم هم قبول دارم که با دروس برداشت و ... یه مواجهه ی عمیق و نزدیک با بناهای سنتی پیدا می کنیم اما به نظرم مطالبی که در کنار کار عملی ارایه می شه اصلا کافی نیست!)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۰ ، ۱۷:۲۰