دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آموزش و پرورش» ثبت شده است

سلام دوستان توی این ترم گذشته سر کلاس طرح با دوستان دیگه یه سری تکنیک ها و کلک های اموزشی تولید کردیم! فکر کردم شکل این کتاب جیبی های دارویی یا مثلا دایره المعارف های بیماری ها دربیاد! نظرتون چیه؟

 

توضیح این که: تکنیک ها اغلب پاسخی کاملا عملی و مصداقی به موقعیت هایی هستند که ممکن هست در حین تدریس، کرکسیون و ...  پیش بیاد! هرچند اغلب تکنیک ها متاثر از جهان بینی، طرح درس و سیستم آموزشی کلی من و هم چنین راهبردهایی هستند که قبل از شروع کلاس برنامه ریزی کردم، اما ممکن هست در یک طرح درس و سیستم آموزشی دیگر توسط معلمی که شاید اصلا به این حرف های بی سر و ته من هم ایمان نداشته باشه مورد استفاده قرار بگیرند!

 

مساله: اگه کسی ایده ی یکی دیگه از بچه ها رو یادداشت کرده بود و توی کار خودش کپی کرده چی کنیم؟ اون طور که یکی از اسیست های کلاس می گفت بچه ها اغلب نگران این هستند که با گفتن ایده هاشون، امتیاز اون رو برای خوشون از دست بدن! و کسی دیگه ازون استفاده کنه! (ادامه ی مطلب)

 

کاریکاتور تقلب

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۲۷

باید این پیام رو به بچه ها منتقل کنم که:

من از خودت خوشم میاد، هرجا تو رو توی طرحت ببینم خوشحال می شم، هرجا که خودت باشی و ادا در نیاری!

دیدی خدا چطور توی همه ی ماها آدم ها و اشیا و مخلوقات دیگه هست؟ رایتک فی کل شی! یکی جلوه  و آیت رحمت خداست مثل بارون یکی تجلی جلال الهی هست مثل پدر یکی آیت رحمت الهی هست مثل مادر یکی ... من نمیدانم هرکدام از شماها جلوه ی چی خدا هستین چطوری هستین و باطنتون چی هست؟ بهم توی طرح هاتون نشون بدین! من میخام همون طور که خدا روحش رو دمید به آدم تو هم روحت رو بدمی به کارت! و نفخت فیه من روحی!

 

این درست مقابل طرح های دیگتون باید باشه سر ژوژمان دوست ندارم اگه کسی کارت رو دید بگه با فلانی کرکسیون کردی؟ یا طرح رو با فلان استاد گذروندی؟ نمیخام روح من یا هرکس دیگه ای باشه که توی طرحت متجلی شده باشه دوست دارم خودت باشی و طرحت بوی تو رو بده!

 

تازه اینکه طرحت بوی من رو بده، قابل تحمل تر از اینه که کارت روحی نداشته باشه! من از تو معماری درست نمیخام! من ازت معماری خوب می خام! نمیخام معماری ات انقدر درست باشه و در گیر و دار استانداردهای پیش اندیشیده شده باشه که دیگه جایی برای اینکه خودت استاندراد های جدید رو خلق کنی، نباشه! معماری ای که دربند گیر و دار استاندراد ها و ... باشه به درد من نمی خوره من ازت میخام تو استاندارد خلق کنی! یه معماری خوب! ممکنه کمی نادرست باشه اما میشه درستش کرد!

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۳ ، ۱۵:۲۷

دارم به هر کدوم از بچه هایی که باهام کرکسیون می کنن یه چیز می گم! از یه جایی شروع می کنم و به یه وجه مساله توجهشون میدم. حتی تکلیفاشون هم با هم متفاوت از آب در اومده! بعضی موقع ها وسط کرکسیون کلا بی خیال حرف هایی می شم که قرار بود بهش بزنم!

 

خلاصه این که خدا به خیر کنه! :) این کار البته خیلی بیشتر از یه نسخه ی جمعی به همشون دادن، ازم انرژی می گیره! تازه اغلب بعد کلاس میرم توی مترو، اتوبوس و ... توی راه برگشت کلی میشینم برای هر کدومشون یه  چیزایی مینویسم یه طرح درس متفاوت دراز مدت میچینم، جالب شده، واسه هر کدومشون یه پرونده درست کردم!

 

بچه ها خیلی متفاوت اند اصلا اون طور نیستن که فکر میکنی! هیچکی تنبل نیست، انگاری هر کدوم یه مشکل دارن یه جای کارشون میلنگه! با بضیهاشون فقط در مورد انگیزه هاشون صحبت کردم، کلا بی خیال چیزایی که اوردن شده بودم اخه احساس کردم اگه انگیزش رو پیدا کنه خیلی بهتر و بیشتر از بقیه کار میکنه! به بعضی ها گفتم نمونه کار ببینن و جلسه بعد واسم بیارن برای بعضی هاشون هم غدقن کردم برن سراغ نمونه کار! به استانداردهای بعضی نگاه هم نکردم گفتم باید از دل ایده هاش استاندارد بکشه بیرون و بعضی رو گذاشتم از دل استاندارد ها ایده بزنن! کلا یه شلم شوربایی به پا شده که هم دوسش دارم و هم یه کم ازش می ترسم! :)


۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۳ ، ۱۷:۲۷

الحمد لله رب العالمین، رب (پرورش دهنده، تربیت کننده) ربِّ ادم های اینجوری و اونجوری اونم شاید هرکی یه جوری(راه) متناسب با "وسعها" اما نهایتا به یه مقصد واحد "انا لله و انا الیه راجعون" وقتی همه متناسب با استعداد ها و اعمال و رفتارهامون، باز همگی به خدا برمیگیریدم اما بازم هرکی به یه اسم خدا، یکی به کریم، یکی به رحیم (سلام قول من الرب الرحیم و متازوا الیها المجرمون) و یکی به سخط و خشم الهی یکی به جبار یکی به کیفردهنده و ...

 

تشویق می تونه بدترین نوع تنبیه باشه، میتانه ظالمانه ترین و غیر انسانی ترین نوع تنبیه باشه میتانه یک ظلم باشه!

الذین صدوا عن سبیل الله باشه و این طوری تشویق کننده لایق سخط و غضب الهی بشه غیر المغضوب علیهم و الضالین (نه گمراهان و نه کسانی که آن ها را گمراه کردند ]شاید ازین جهت که نذاشتن ادم ها هرکی متناسب با وجود فی نفسه، فطرت و هستی ممکن منحصر به فرد خودش یه موجود منحصر به فرد شه ادامه ی مطلب

 

Sameness is a matter of science, differentiation is a matter of humanity

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۳ ، ۱۷:۲۶