دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

عکس و تصرف

پنجشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۴۷ ب.ظ

فکر کنم حالا تقریبا دو، سه سالی هست که از عکس می ترسم! یاددشات زیر برخی تصورات درست و غلط من از عکس است! تصوارتی که حاصل یکی دو سال درگیری و غرق شدن در تصویر بود. حالا فکر میکنم وقتش رسیده یک بار همه ی دلایل خودم برای تحریم دو سه ساله ی عکس را این جا بنویسم! - ادامه مطلب




فکر کنم حالا تقریبا دو، سه سالی هست که از عکس می ترسم! یاددشات زیر برخی تصورات درست و غلط من از عکس است! تصوارتی که حاصل یکی دو سال درگیری و غرق شدن در تصویر بود. حالا فکر میکنم وقتش رسیده یک بار همه ی دلایل خودم برای تحریم دو سه ساله ی عکس را این جا بنویسم! - ادامه مطلب


وقتی از لحظات خوبمان عکس(picture) میگیریم، زمان را نگه میداریم و سعی می کنیم لحظات خوش  "الان" را ثبت و ضبط کنیم.  ناخودآگاه از این که آینده ای به این خوبی نداشته باشیم می ترسیم و قبول می کنیم ممکن هست آدم ها و دوستانمان را از دست بدهیم. یا دوستان و لحظاتی بهتر از این نداشته باشیم. متعلق به گذشته می شویم و آینده را از دست می دهیم. به علاوه فرصت با هم بودن رو از دست میدیم و به ثبت این با هم بودن وقت می گذرانیم!

 


وقتی از صحنه ها، مناظر، آدم ها، بناهای تاریخی و چیزهای جالب عکس میگیریم، سعی می کنیم چیزهایی از این دست را نگه داریم، مال خودمان کنیم، به نوعی با قدرت بر آن چیز غلبه کنیم و مالک آنها شیم. لحظات، مناظر و آدم ها را برای همیشه از دست ندهیم و نگه داریم. در مسافرت با مناظر، آدم ها ی بومی آن شهر، بناهای تاریخی و فرهنگ آن ها مثل امری بیرونی (Objective)  مواجه می شویم. و آن ها را مصرف میکنیم. (پانوشت 1)

 



وقتی از آدم ها عکس (picture) می گیریم یا وقتی در ذهنمان از عزیزانمان تصویری (image) می سازیم، سعی می کنیم زمان را نگه داریم. آدم ها را در قاب عکس محصور کنیم، یا این کار حیات را از آن ها می گیریم، زیبایی شناسی ما به "لحظه" تقلیل پیدا می کند. زمان و زوال به تصاویر راه پیدا نمی کند و قبول نمی کنیم که آدم ها، زوال می یابند و کم کم پیر می شوند، فرسوده می شوند یا حداقل تغییر می کنن. (2)  آیا تغییر  و حتی زوال آدم ها زیبا نیست؟ آیا زیبایی شناسی ما به زیبایی شناسی "لحظه" تبدیل نشده؟

 

در "تمدن تصویر" ما همه چیز اینطور به لحظه تقلیل پیدا می کند و میمیرد! (3) ما با آدم ها و با قبول تغییر کردنشان و حتی این که در طول زندگی فرسوده شدنشان زندگی نمی کنیم. ما در تک تک لحظات و "آن" و الان زندگی نمی کنیم ما همیشه یا با خاطرات مان در گذشته ایم و یا با دغدغه هایمان در آینده! و همیشه "حال" را از دست می دهیم. با عکس گرفتن (Capture) یا عکس دیدن خودمان را مالک چیزها میکنیم، به وجود "جاری" آدم ها، چیزها و هستی دست اندازی می کنیم. و اینطور از زندگی دور می شویم!

 




پانوشت ها:

1: نگاه کنید ب کتاب شهرهای مصرفی، انتشارات تیسا

2: کل وجه فان و یبقی وجهه

3: اگر اشتباه نکنم و مصادره به مطلوب نباشد، تا آن جایی که از یکی از دوستانم شنیدم، رولان بارت در "اتاق روشن" روی این وجه عکس صحبت هایی میکند.

4: کاریکاتور ها از این جا:

http://yanondesign.com/1394/02/Funny-Illustrations-on-the-Digital-Age

نظرات  (۶)

۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۷ فقیرِ حقیرِ محتاج به رحمت خدا
سلام
بعد از مدت ها .... خیلی خوب بود !
پیشنهاد میکنم کتاب (درباره عکاسی/سوزان سانتاگ، ترجمه مجید اخگر) رو هم بخونید که مفصلا اینها رو بررسی میکنه.
برای من اون بخشی که گفته بودید میترسیم از اینکه برای لحضاتمان تکراری در زندگی وجود نداشته باشد خیلی جالب بود !
پاسخ:
سلام
یعنی توی این مدت خوب نبود؟ :)
از مجید اخگر کتاب فانی و باقی رو خوندم ک در مورد نگارگری ایرانی هست کتاب فوق العاده ای بود. درباره ی عکاسی رو ندیده بودم ان شالله میخونمش ممنون بابت معرفی
سلام و با درود. عالی بود!
من هم با فقیر و حقیر موافقم که فرمودید میترسیم ! برای من هم اندیشمندانه و جالب بود.
کتاب بحران واقعیت (در باب عکاسی معاصر) , نوشته ی: اندی گراندبرگ , ترچمه ی: مسعود ابراهیمی مقدم - مریم لدنی , نشر فرهنگستان هنر را معرفی میکنم.(هرچند این کتاب نسبتا حجیم است). نویسنده, منتقد و نظریه پرداز در حوزه ی عکاسی است.
این کتاب نحوه ی دیدگاه به عکاسی و هنر را به چالش میکشد و آثار بسیاری از عکاسان معروف تفسیر میکند.
همچنین نویسنده هنر و زندگی و نحوه ی نگرش ما در زمان معاصر و رسالت هنر را بازتعریف و باز بکارگیری میکند.دیدگاه ما از واقعیت ها و عکس یا بهتر است بگویم زمان حال! را بررسی میکند.

دو کتاب دیگر می خواهم معرفی کنم که مستقیم و خیلی نزدیک مبحث شما نیست اما معرفی اش خالی از لطف نیست!
هنر مدرن و تخیل مذهبی, رزماری کراملین ,ت:مصطفی اسلامیه, فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی.
و دیگری از ترجمه های مجید اخگر است(در بالا دیدم اسم ایشون رو) هنر و ادراک بصری , رودلف آرنهایم , انتشارات سمت.
(این کتاب نیروی های بصری یک صور یا شکل را تحلیل میکند) البته این برای درس روانشناسی محیط مفید است!
----------------------------------------------------------------
پا نوشت:
رودلف آرنهایم , اثر دیگری دارد به نام: پویه شناسی صور معماری ت: مهرداد قیومی بیدهندی , نشر سمت.
-ببخشید اگر مسامحه ای در متن بود.عجله ای بود!
-در ضمن قبولیتون در مقطع دکتری در دانشگاه بهشتی از صمیم قلب تبریک میگم.
التماس دعا.

پاسخ:
سلام
ممنون - راستش بحران واقعیت رو خریدم ولی جز بیست صفحه ی اول نتونستم بخونم یه کم ب نظرم متنش یا ترجمه اش ثقیل میومد! اتفاقا به همین انگیزه هم خریده بودمش! حالا ک دوباره توصیه شد حتما میخونمش  و در مورد سه کتاب دیگری ک معرفی کردین هم ان شالله یه سری بهشون می زنم . بابت معرفی کتاب ها و توجهتون ب متن تشکر

در مورد پانوشت دوم! من ک قبول نشدم!! فقط دعوت ب مصاحبه شدیم ان شالله دعا بفرمایین اگر خیر بود درست بشه
انشاالله خیر است.
امیدوارم موفق خواهید شد.
با این سوابق تحصیلی که شما دارید حتما اتفاق خواهد افتاد! چون مطمئنم موفق میشید تبریک گفتم!
برای ما هم دعا کنید کمی هم نزدیک دانشکده ی شما بشیم!
موفق باشید.
پاسخ:
ان شالله عاقبت ب خیر شیم
همچین سوابقی هم نداریم من ک روی دعای خیر مادرم حساب باز کردم شما هم دعا بفرمایین ممنون

سلام

... اما چیزی که الان به ذهنم رسید اینه که عکسا میتونن "یادآوری نعمت" و یا "درسی برای عبرت" باشن. می تونن به ما کمک کنن که نعمت های خدا رو به یاد بیاریم. خدایی که ما ازش نخواستیم و به ما عطا کرد، حتما وقتی که ازش بخوایم بهمون عطا می کنه! (یا من یعطی من سئله، یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه) برا همین بعضی عکسا می تونن امیدوارکننده باشن و بعضیاش هم مایه عبرت که دیگه اشتباهی رو تکرار نکنیم!

و آخر این که به جز عکسا پست های قبلی وبلاگ هم می تونن همین نقش رو داشته باشن. برای همین امروز رفتم سراغ این:

http://dast-andaz.blog.ir/post/117

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد

یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد...

این عید برای شما پر از برکت باشه، انشالله.

پاسخ:
سلام ممنون از این همه خوشبینی . نمیدانم چرا مدت هاست که انقدر تهدید نگر شدم! 
سلام

کاش میشد با عکس گرفتن مالک چیزی شد! من اگه این حس رو پیدا کنم خیلی خوب میشه! بیا جاها عوض!
پاسخ:
:) نمیشه مالک چیزی شد صرفا توهم مالک شدن دارم! 

سلام

از اینکه مطالب قدیمی رو میخونم حالم گرفته میشه ولی  همیشه این احوالات رو  دوست دارم.

یه دوستی داشتم که یه بار با بغض گفت:

عکس یعنی یک امکان خوب. نه بهتر از خوب، یعنی عالی.یعنی امکان ارتباط عمیق . مادربزرگی داشتم که هیچ وقت ندیدمش . هیچ عکسی از او نیست. و چقدر دشواره که ندیدی و نمی بینی اش هرگز! و اما گاهی وقتی از مسیری عبور می کنی یک لحظه مطمئنی که او هم از اینجا گذشته است. همانطور که تو می گذری.
گاهی هم می گویند بسیار شبیه تو بوده است. و فکر می کنی که او را دیده ای. عکسی بدون عکس.

پاسخ:
سلام
منکر کارکرد های خوب عکس نیستم حتما گاهی همینطوره که فرمودید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">