دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «مثلا اندیشیدنی هایم!! - Thinking :: معماری و انقلاب اسلامی- جستارهایی در معماری معاصر» ثبت شده است

زیبایی های بیشتر، اخلاقیات کمتر!

 

عنوان یادداشتی از میلاد ضابطی از بچه های قدیمی علم و صنعت هست که اگر اشتباه نکنم الان در ایتالیا داره دکتری میخونه. فروشگاه بی نام رو چند وقت قبل در ساباط (سایت دفتر فرهنگی دانشکده معماری) و همین طور در قالب پستی در گوگل پلاس دفتر به نقد کشیدیم این یادداشت رو هم ضابطی اذر ماه 91 نوشته مطلب جالبی هست پیشنهاد میکنم با توجه به کوتاه بودنش حتما بخونید :)


دریافت یادداشت میلاد ضابطی


راستی یادم رفت ان شالله چند روز بعد نقدهای بچه های دفتر و یکی دو تا از بچه های دانشگاه فردوسی و ... رو هم در مورد این بنا میذارم. علاوه بر این ها دو تا نکته باعث شد این یادداشت رو تو دست-انداز معرفی کنم، یکی بخش هایی از یادداشت هست که به نقش معمار در جامعه می پردازه (موضوعی که در قالب دو تصویر با مهندس نوحی مطرح شده بود - این جا) و دومی  عنوان یادداشت بود که به قول خود نویسنده دگرگون شده ی عبارت less aesthics,more ethics عنوان دوره ی هفتم دوسالانه ی معماری ونیز بوده، نهایتا یادداشت هم این جمله به پایان میرسه:

 

"زیبایی کمتر، و اخلاقیات بیشتر قطعا گره گشا خواهد بود."


فروشگاه بی نام - میلاد ضابطی


منبع: زیبایی های بیشتر، اخلاقیات کمتر - معماری آگاه (وبلاگ شخصی ضابطی)


۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۲ ، ۱۹:۲۱

خوب نوبت میرسه به صحبت های دکتر مظاهریان! (نماینده ی دانشگاه تهران) به نظرم مهم ترین بحث و شاید دربدبینانه ترین حالت فقط واسه من بولد ترین مطلبی که توجه منو توی صحبتای ایشون جلب کرد بحث ارتباط دانشگاه با جامعه بود. خوب طبق عادت همیشگی دانشگاه تهرانی ها،  بحث از تشکیل دانشگاه تهران سال 1313 به امر رضاخان شروع شد (پانوشت اول) و این که این نهاد اصولا از همون اول هم یه نهاد جدا از جامعه و نیازهاش بود برعکس فلسفه ی شکل گیریش توی غرب یا مثلا در همون زمان مدارس سنتی ایرانی ها که درست "در راس جامعه قرار گرفته بودن" (پانوشت دوم)  امروز هم که حال و روز دانشگاه معلومه ! بدون توجه به نیاز های جامعه داره نیرو تربیت میکنه! به طور  مثال دکتر دو تا رشته رو ذکر کردن یکی طراحی داخلی بود که با وجود نیاز بالای جامعه و تقاضاش فقط چند تا دانشگاه انگشت شمار دارنش و بدتر ازون این که مثلا ما حتی یه دانشگاه که متخصص نورپردازی بیرون بده نداریم! و این در حالیه که خیلی از رشته هامون حالا اشباع شدن!

دکتر مظاهریان این وضعیت رو با تجربش توی کشوری که درس خونده وبد مقایسه کرد. جایی که 5-6 رشته ظرف یه عمر دانشجویی! (طول مدت تحصیل خود دکتر مظاهریان) تعطیل شده بودن و چند تا رشته ی جدید بنا به نیاز بازار کار تاسیس شده بودن!

 

میخوام این جا دو تا مطلب مرتبط رو از نگاه خودم اضافه کنم. اولی یه واقعیت تلخ توی مستند میراث آلبرتا (میتونید ازین جا دانلود کنین)  بود. یه جایی از قول رییس فکر میکنم دانشگاه کلمبیا میگه دانشگاه شریف بهترین دانشگاهی در جهان هست که دانشجوی برق توی کارشناسی تربیت میکنه!! خوب همون طور که میدونین تقریبا 90 درصد  به بالای بچه های برق شریف میرن خارج! و این یعنی ما به جای تربیت نیرو برای کشورمون آموزشمون جوریه که واسه جهان اولی ها نیرو تربیت میکنیم...

 

مستند آلبرتا


نکته ی دومی که می خواستم بهش اشاره کنم موضوعی بود که اخیرا توی نفحات نفت نظرمو جلب کرده و اون دانشگاه نفتیه! دانشگاه نفتی یعنی دانشگاهی که بدون توجه به جامعه و البته به حق! (چون بودجه اش رو نه از شرکت های صنعتی و نه از مالیات مردم میگیره بلکه فقط به یه منبع لایزال نفتی وابسته است!) این طوریه که دانشگاه هیچ نیازی به جامعه نداره یعنی اگه عنایت داشته باشین تا فردای قیامت هم هر چه قدر هم که جامعه تغییر کنه این می تونه هرچی خودش درست میدونه رو وجه همتش قرار بده! ازون طرف همین وضعیت به قول امیرخانی مدیر نفتی هم بار میاره! توی وضعیتی که مثلا خیلی از نیازها (مثل طراح داخلی یا ...) بی توجه می مونه توی یه جور حکم دولتی! جاهایی مثل دانشگاه تبریز ادعا میکنن میخوان قطب معماری اسلامی بشن! اونم نه معماری اسلامی به معنای درستش،  بلکه به میل و مفهومی که توی ذهن کسی که به دانشکده پول میده (یعنی مدیر دولتی که دستش توی نفته!).


پانوشت:

1- اشاره دکتر مظاهریان به بخشی از صحبت های خانم دکتر
2- بخشی از صحبت های دکتر بذر افکن

 

دانشگاه، صنعت، نفت




مطالب مرتبط دیگر دست-انداز:

تکه نگاری هایی از شب معمار - نگاه دانشگاه به جامعه (دکترمظاهریان)

تکه نگاری هایی  از شب معمار- یک فرصت تاریخی

تکه نگاری از سمینار مهندس نوحی- قسمت اول

تکه نگاری از سمینار مهندس نوحی + مشهدی میرزا!!!

معماری معاصر ایران، نفحات نفت و نقش مردم در تئوری معماری

هم چنین مطالب مرتبط با آموزش و همایش ها و نقد  و معماری ایرانی و معماری معاصر رو هم میتونید ببینید :)

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۱ ، ۰۸:۰۹

سلام دوستان طبق قولم قرار بود که گزارش کوتاهی رو درباره ی مباحثی که توی شب معمار مطرح شد بنویسم. البته کمی ایدم عوض شده و تصمیم گرفتم این بار نوشته های کوتاهی رو در مورد صحبت های تک تک اساتیدی که توی این شب صحبت کردن جدا جدا بنوییسم و هر بار در مورد نکات قابل توجه صحبت هاشون بحث کنم:

خوب یکی از اساتیدی که توی جلسه صحبت کرد. دکتر کاوه بذرافکن از دانشگاه آزاد تهران مرکز بود. دکتر بذرافکن صحبتش رو با اشاره به یه فرصت تاریخی شروع کرد. زمانی که شکم هرم جمعیتی ما یعنی کلی دانشجو و استاد و تکنسین و ... ی  جوون دارن کم کم میرن توی میان سالی!


ایشون میگفتن واقعا شاید دیگه هیچ وقت ایران با یه هم چین خیلی از حتی بچه های معماری ای که فرضا هم بد آموزش داده شدن روبرو نشه! و این یه فرصت تاریخی برای معماری ایرانه که باید قدرش رو دونست.

قبلا توی یادداشت "آموختن از موسیقی" (اینجا) در مورد یکی از علل موفقیت های موسیقی سنتی ایران توی این چند دهه نوشتم بد نیست اون رو هم نگاهی بندازین :)



کاریکاتور دانشجو




مطالب مرتبط دیگر دست-انداز:

تکه نگاری هایی از شب معمار - نگاه دانشگاه به جامعه (دکترمظاهریان)

تکه نگاری از سمینار مهندس نوحی- قسمت اول

تکه نگاری از سمینار مهندس نوحی + مشهدی میرزا!!!

هم چنین مطالب مرتبط با آموزش و همایش ها و نقد رو هم میتونید ببینید :)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۱ ، ۰۸:۳۸


"معماری نومیدانه در جست و جوی نوعی بازسازی نظری است. و برای درک نیازهای "واقعیت جدید"

زمانه ی ما باید خود را روزامد کند.

هم چنین در جهان به اندازه ی کافی آثار مدرن و پست مدرن و جامع گرا وجود دارد که به ما اجازه ی استنتاج و فراهم آوردن معیارهای انتقادی را بدهد.

در حقیقت نیازی دوباره به جهت گیری سازنده و تداوم هم کاری میان تمامی عوامل مثبت- از میان آثار خلق شده - از سوی معمار و هم  چنین اتلیه های طراحی احساس می شود."

ص 16 بوطیقای معماری:آفرینش معماری  جلد یک، انتونیادس - ترجمه احمدرضا آی ، انتشارات سروش


فکر میکنم هنوز یه هفته نشده باشه که نفحات نفت امیرخانی روخوندم. کتاب کلا در مورد اثرات مخرب نفت در فرهنگ، سیاست و اقتصاد ایرانه و البته موضوع مهم تری به اسم مدیریت دولتی به پشتوانه ی پول نفت!

بعد چند فصل امیرخانی به این نتیجه میرسه که اصولا راه کار برون رفت از این اقتصاد مریض رو باید در خصوصی سازی و باز گذاشتن دست مردم در اقتصاد و ... جست و جو کرد...

البته این ها رو گفتم تا به این برسم که فکر میکنم فصل اخر باشه یه جایی در مورد اقتصاد اسلامی بحث میشه و این که این اقتصاد اسلامی از دل حوزه و بحث تئوریک و ... بیرون نمیاد.

مثال خیلی جالبی هم داره امیرخانی میگه همون طور که فصل مکاسب رساله های عملیه ی مراجع از دل کار اقتصادی مردم و مثلا بخش خمس و ... از بابت سوالایی که برای مردم پیش میومده شکل گرفته اقتصاد اسلامی هم باید از باز گذاشتن دست مردم در اقتصاد و رصد و تفسیر نمونه های موفق کار توی مملکت اسلامی شکل بگیره یعنی نمونه های غلط رو نقد کردن و بیرون کشیدن اصول درست از دل کارهای موفق.


حاصل سخنرانی


بوطیقا رو تازه شروع کردم داشتم فکر میکردم که کاری که غربی ها توی تفسیر تاریخشون میکنن میتونه الگوی خیلی خوبی واسه پیدا کردن راه معماری  معاصر ما باشه تقریبا سراغ ندارم دانشجوی کارشناسی معماری ای رو که نسبت به کارای معمارای ایرانی توی این چند دهه ی بعد قاجار اطلاعی داشته باشه. حالا چه برسه به این که این اثار وئ "تلاش  های جمعی همه ی ما ایرانی ها" رو برای رسیدن به معماری مطلوبمون رو خوب توی ذهنش دسته بندی شده و تفسیر شده داشته باشه! (پانوشت اول رو نگاه کنید)


جالب تر این جاست که چند وقت پیش صحبت های رهبر رو توی نشست آزادی گوش میدادم و نکته ی خیلی جالب این صحبت ها این جمله ش بود که میگفت مثلا وقتی ما به انقلاب فرانسه نگاه میکنیم تصورمون اینه که این حرکتای مردم و ... از اندیشه های فیلسوفا و نظریه پردازای اون عصر نشات گرفته در حالی که واقعیت برعکسه و این طور بوده که مردم جلو تر حرکت میکردن و این فیلسوفا و ... با رصد شعار ها خواسته ها و ... و بسط و تفکر و تفسیر این وقایع دست به صورت بندی (پانوشت دو) نظراتشون در مورد سیاست، فرهنگ و .... میزدن.

 

اما میرسیم به اصل موضوع میخواستم بگم که راه اینده ی معماری کشورمون با صرفا مباحث تئوریک و ... به جایی نمی رسه همون طور که توی اقتصاد اسلامی و ... به جایی نرسیده باید بشینیم و یه بار بدون پیش فرض های این تیپی که فلانی به چه جریانی وصله و ... و فلان معمار ارمنی بود یا بهایی! ببینیم این عقل جمعی ما ایرانی ها که از تک تک تلاش های فردی معمارامون توی این ور و اون ور کشور تشکیل میشه در مواجهه با روح زمانه ی جدید ایران زمین چی کرده؟ و کم کم راهمون رو از دلش بکشیم بیرون.

 

نکته ای که کمی نگران کننده است اینه که در حالی که نظریه پردازای غرب توی این راه با یه سیل عظیم از کارای (بخوانید تلاش های عملی) معماری این ور و اون ور عالم تغذیه میشن ما ایرانی ها حتی حال این رو نداریم که کارای کشورای فارسی زبان دیگه رو ببینم چه برسه به رصد کارای کشورای اسلامی و از اون بالاتر کارای خوب معمارای همون غرب!


کاراگاه - بازرس




پانوشت:


1- دو تا کتاب خوب رو واسه این قضیه توی دستور کارم دارم که فعلا فرصت نشده برم سراغشون یکی میراث معماری مدرن ایران ... ه که یه جورایی timeline ی و خطی تاریخ معماری ایران رو توی این چند دهه قبل انقلاب بررسی کرده (که کنار کارای بعد انقلاب کتاب معماری ایرانی بانی مسعود کامل میشه ) و دومی کتاب شرح جریان های فکری معماری و شهرسازی در ایران معاصر - نوشته ی سید محسن حبیبی هست که به تفسیر این تلاش های متعددو منفرد ما ایرانی ها دست زده و اون ها رو دسته بندی و تشریح کرده)


2- در مورد صورت بندی حتما مقاله ی زیر رو بخونین:

"نمایشگاه های معماری؛ صورتبندی گفتمان معماری" - دانلود مقاله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۱ ، ۱۴:۵۳

انصافا من نمیدونم وقتی خود صاحب نظرای معماری اسلامی هم نمیدونن معماری اسلامی چیه؟ چه طور همدیگرو رو ملزم به رعایتش میکنیم؟؟ ملزم به چی شدن الله اعلم ...

مهدی چمران در جلسه امروز شورای شهر در مورد بررسی طرح الزام شهرداری به رعایت اصول معماری اسلامی، ایرانی و زیباسازی نما و منظر ساختمان های شهری گفت: ما معتقدیم باید ساختمان های شهرداری نمونه باشند و منطبق بر معماری ایرانی اسلامی ساخته شوند.در این زمینه به دولت نیز پیشنهاد دادیم تا ساختمان های دولتی نیز مطابق با الگوی معماری ایرانی اسلامی ساخته شود. (اصل خبر)


اشپزخانه اپن-معماری اسلامی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۵ بهمن ۹۱ ، ۲۳:۱۴

داشتم تاریخ معماری میخوندم که یهو به این برخوردم :)

آرشیگرام! یه گروه از چند تا جوون که معتقد بودن روح زمانه شون با تکنولوژی گره خورده قرار گذاشتن بشینن و این معماری اینده ی جامعه شون رو با هر ابزاری به تصویر بکشن - اسکیس، کلاژ، حتی اگه شرایط اجازه داد ساختن بنا ...

اما توی اون زمان به خاطر عقب بودن تکنولوژی اقتصاد ضعیف و دلایل سیاسی و ... نتونستن رویاشون رو بسازن! اما عوضش یه میراث خیلی باارزش برای نسل های بعدشون گذاشتن! (ک همون طور ک میدونین خیلی از معمارای بعدی ک موقعیت های بهتری برای ساختن رویاهاشون داشتن ازین ها الهام گرفتن)



داشتم فکر میکردم ماها دانشجوهای معماری با هر سلیقه و نظری که در مورد چی بودن اینده ی معماری کشورمون داریم چرا نباید یه همچی کاری کنیم؟ حالا که دانشجوییم و نه  دستمون به اصلاح ساخت و سازای مسکن مهر و ... میرسه نه انقدا وضعیت اقتصادی کشور خوبه که فعلا به جای رفع بحران مسکن به فکر معماری مسکن باشه! بیایم تصورمون رو از معماری ایران بکشیم :) ماکت بسازیم خلق کنیم و این ها رو باهم به بحث بذاریم ...


راستی تقریبا از همه ی معمارای مطرح دنیا این چند وقتی که تاریخ خوندم ازین دست پروژه های خویش فرما :) دیدم! نه کارفرمایی نه قراری برای این که ساخته بشن اما یه تلاش واقعی برای ساختن فرداشون چه قدر خوبه که کلماتی مثل  architecture practice  و project های خویش فرما بین معمارای ایرانی هم باب بشه (عوض همه ی اظهار فضل کردنای بی سر و تهی شبیه به این که معماری ایرانی درونگراست!، به محرمیت اهمیت میده، معماری اسلامی خوبه! و قص علی هذا ... که تا دلتون بخاد همه ازین حرفا میزنن)


lمطلب در یانون دیزاین: 

پروژه‌های خویش‌فرما / آرشیگرام
http://yanondesign.com/1391/10/archigram-self-projects

نتایج اولین تصویر سازی از اینده ی معماری ایران در یانون دیزاین

http://yanondesign.com/1392/09/images-1st-yanondesign-competition

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۱ ، ۰۰:۳۵

هفتم شهریوره، سمت خدا آقای قرائتی داره صحبت می کنه!!! و من داخل آشپزخانه یادداشت روزانه ای در مورد معماری اسلامی و ... می نویسم :)

 

بحث اقای قرائتی در مورد اینه که اسلام چه قدر برای انسان ارزش قائل شده و خداوند راضی نیست که مثلا اگر کسی وسط نماز جماعت یاد کاری افتاد نتونه نیت فرادا کنه یا مثلا حتی!! اگه دستشویی داشت با همه ی حرمت شکستن نماز این جا رو راضی نیست بنده اش زجر بکشه : )

و جالب تر در شان انسان  و  در ارتباط با دیگران می گه نماز رو بشکن و قرض دیگران رو اگر در حال نماز طلب می کنند بده بعد ... حالا بحث اقای قرائتی این جا اینه که چرا با وجودی که خداوند برای بنده و ذات و وجود بشر و انسان تا این حد ارزش قایل شده و به قول یکی از دوستان اتفاقا اسلام اصالت انسانه نه خدا !!!! ما شدیم کاسه ی داغ تر از آش و به زعم این که مردم باید سخنرانی گوش بدن روضه براشون خوبه و قص علی هذا می یایم و مثلا وسط دو نمازجماعت سخنرانی می کنیم؛ یا مثلا شب قدر به زور وسط قران به سرگرفتن و نه قبل و بعد از اون به روضه خوندن می پردازیم و ...

 

دقیقا این وضعیت رو می شه توی معماری اسلامی و سنتی هم دید الان وضعیت معماری معاصر مملکت رو می شه این طور هم تصویر کرد که با وجودی که خانه های سنتی و بافت فرسوده ی شهری به هیچ وجه وضعیت خوبی نداره و مردم واقعا به زندگی کردن در مثلا یه بنای مدرن اما متناسب با نیازهای اسلامی و نه فرم سده های گذشته ی معماری اسلامی تمایل نشون  می دن،  ما با اصرار مون بر گنبد و مناره و مسکن با هویت ایرانی اسلامی که به نظر می رسه تو نظر خیلی ها فقط هم در فرم و شکل خاصی خلاصه می شه، به معنای واقعی کلمه فرصت ایجاد مسکن مناسب با نیازهای مردم (حتی اگر مثلا با فرم غیر ایرانی و اسلامی هم که باشه )رو از جامعه می گیریم!! در حالی که واقعا اسلام هم چیزی به جز توجه به نیاز های انسانی نیست حالا این نیازهای انسانی نیازهای روحی، عرفانی و اجتماعی و ... رو هم در برمیگیره... اما وقتی گفتمان حاضر در معماری کشور و تصویر شکل گرفته از یک معماری اسلامی یا ایرانی در ذهن بسیاری از مردم و از همه بدتر دانشجوهای دغدغه مند معماری کشور تا این حد پایین اومده که یه تصویر قوس و گنبد داره دیگه نمی شه انتظاری داشت این پتانسیل عظیم ینی بچه های دغدغه مند در معماری که به دنبال راه درست اند بتونن کاری برای معماری معاصر انجام بدن.

اصالت در معماری اسلامی معاصر باید به عملکردها، حریم ها، ساماندهی های فضایی، تناسب با "سبک زندگی اسلامی، ایرانی" یا همان life style ایرانی اسلامی باشه و نه این که وقتی من فرم ساختمانی رو دیدم بگم ایرانیه!!! هرچند اون هم می تونه باشه اما اگر ادعای معماری اسلامی داریم اصل قضیه رو نباید فدای مستحبات کنیم! و به این معنا باید گفت هر معماری خوبی که با نیازهای انسانی از دیدگاه اسلام مطابقت داشته باشه معماری اسلامیه! هرچند حاوی هر فرم متناسب با همون نیازها هم باشه!!

 

 

 

تنها ادعایی که می شه برا ی نفی این داستان متصور شد قید "ایرانی" معماری اسلامیه. چرا که مثلا ادعا می شه ما در سده های قبل معماری اسلامی در ایران هند، مصر و ... داشتیم اما هرکدام به سبک و رنگ و بوی منطقه ی خودشان. این وضعیت البته قابل بحث و گفت و گوست و از آن تصور قبلی کمی پیچیده تره. یکی از جواب ها برمیگرده  به ماهیت عصر جدید که بیان معماری یکسان  و یک شکل نمی تونه شکل بگیره چرا که می شه گفت بیان معماری یکسان در گذشته هم ریشه در تکنولوژی، مصالح و سازه ها و روش های ساخت یکسان در یک منطقه داشته در صورتی که امروز می بینیم انواع سازه ها انواع مصالح و ... وجود دارن و به این معنا می شه گفت باید شاهد کثرت گرایی در بیان معماری معاصر باشیم که همین طور هم هست.

 

قطعا دلایل بیشمار زیادی هم می شه برای این موضوع ذکر کرد اما فعلا چیزی به خاطرم نمی یاد. گرچه چیزی از اهمیت اون اجبار کم نمی کنه!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۱ ، ۱۷:۰۳

ما زمانی می تونیم به معماری اسلامی و افتخارات گذشته مون در معماری و ... برسیم که گذشته رو فراموش کنیم و از زیر این ثقل تاریخی مون خارج شیم یه بار دیگه مفاهیم اسلامی رو در باره ی مسجد و خانه بیرون بکشیم و فارغ از تعصباتمون نسبت به قوس و گنبد و ... (فرم های تاریخی و نه اسلامی) و همین طور حتی سامان های فضایی نامعقول در عصر خودمون (مثل حیاط مرکزی که با قیمت زمین سازگاری نداره و ...) دست به خلق چیزی بزنیم که ایندگان به ما افتخار کنن و نه ما به گذشتگان!!

ینی گونه ای از رها شدن و در عین حال دوباره رسیدن به کنه همان چیزهایی که اول کار باید از زیر بارشان رها شویم.


+ مطلب ( و آن منیت ماشالله خیلی بلند ایرانی ها)

 

باید بگم آقایون حتی  "قطعا ما می تونیم با سازه های نو و مصالح جدید که بسیار فراتر و قویتر و عالی تر از مصالح سنتی اجر و ... اند هم  یه بیان جدید معماری اسلامی  دوباره بسازیم!!"

 گرچه خودم به این که باید به یه سبک و بیان مشترک معماری برسیم، اصلا اعتقادی ندارم!! اما این جمله رو هم اضافه کردم تا کسایی که واقعا این اواخر کم کم  دارم  احساس می کنم دلِ کندن از شکوه گذشته رو ندارن رو هم امیدوار کنم!!  راستش یه کم نامردی میکنم و همه رو به یه چوب می زنم و می گم:

"اصولا میشه گفت خیلی ها هستن به شکوه گذشته افتخار می کنن و از این راه در پی ایجاد هویت و اعتماد ب نفس در معماری معاصرن اما با این کار دارن دقیقا این پیام رو همزمان منتقل می کنن که ما توان ایجاد یه بیان فرمی فضایی نو مناسب امروز و تکنولوژی امروز رو نداریم و باید از همون بیان معماری اسلامی سده های گذشته که مناسب خشت و اجر بوده، استفاده کنیم!

گرچه همون طور که گفتم اعتقاد دارم معماری معاصر اسلامی نباید در پی ایجاد یه بیان شکلی معماری مشترک باشه (بلکه باید بیشتر به استعاره ها و مفاهیم جوهری اولیه همین بیان سده های گذشته برگرده و مثلا محرمیت و ...  رو با امکانات معاصر تکنولوژی ایجاد کنه و نه صرفا با فرم ها و ...) اما اگر همین رو هم قبول کنیم میبینم در این هم عقبیم یعنی مدام منتظریم غرب چه فرم هایی و چه سازه هایی اختراع می کنه بعد می ریم می گیم اِ ! چه جالب با سازه های فضا کار می شه گنبد هم ساخت!!  و ... در حالی که شاید باید برعکس باشه!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۱ ، ۱۶:۵۶

دیروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود فکر کنم یکی رو پیدا کردم که  برام زود تموم نشه و جز چیزایی که هر روز توی دانشکده بلغور میشن چیزای نویی برای گفتن داشته باشه ...

چن دقیقه ی اول نسبت بهش جبهه گرفته بودم شاید بخاطر چیزهایی که از بچه ها در موردش شنیده  بودم ... اما فکر کنم بیشتر بخاطر این بود که تا حالا هرکی واسم اول کار ازین دغدغه ها حرف زده بود همون یه ساعت اول تو ضرب از اب درومد

مینالید از معماری اسلامی ای به قول خودش که ختم میشد به چند تا گل و بته کاشی و ایوان و ... و توی گذشته مونده بود... برای همه ی کسایی که معماری اسلامی رو توی این چیزا دیدن و صورت مطلوبش رو در قالب یه معماری این طور میبینن متاسفم من این جا مردی رو دیدم که معماری مدرن رو به معنای نوزایی مداوم، معماری اسلامی میدونست و معماری ارگانیک رو به جهت هم نوایی ش با طبیعت و ...

من کسی رو دیدم که متعلق و (شاید خالق)  اینده ی معماری ایران بود و نه مدافع و حافظ گذشته ی اون!

قصه ی درازی داشتم باهاش منتها خیلی پراکنده بحث شد و اصلن تصویر کلی ای توی ذهنم نمونده قرار شد هر 2 شنبه برم سراغش! بقیه هر طور دوست  دارن بگن من دیروز اونی که 3 سال دنبالش بودم رو از روی لطف خدا پیدا کردم ... :)

حتما سر فرصت بیشتر ازش مینویسم و مدون تر منتها حالا باید این شوق و ذوقم رو به نحوی یه جا بیان میکردم ... تا بعد یاعلی

راستی الان یه همچی حسی دارم مثل این یارو فضانورد آمریکاییه :)

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۱ ، ۱۷:۳۱

ب نظر می رسه داستان اصرار ما بر معماری اسلامی اون هم در قالب فرم و شکل و همایش ها و مسابقاتی از این دست ک طراحی نماهای شهری   و ... کاملا داستان بی سر و ته و بی عاقبتیه در حالی که اگه اصرارمون رو روی معماری درست گذاشته بودیم و این ک مثلا می یومدیم ی سری از اصولی ک اسلام برای خانه و ... معین کرده رو در می آوردیم و روی اون ها اصرار می کردیم و سعی می کردیم معماری معاصر با مصالح و ابزار معاصر فرزند زمان خودش باشه این درست تر بود...

 

اما مساله ی مهم دیگه ای هم هست ب خصوص وقتی حرف های گهری و ... رو توی کتاب مبانی معماری معاصر غرب خوندم ی تفاوت آشکارا بین خودمون و اونها پیدا کردم این داستان توی صحبت های مندرج توی معماری جهان زارعی هم ب وضوح این تفاوت عمده بین ما و اون ها رو نشون می ده و حتی و حتی در کتاب سازه در معماری ... تفاوت اینه که اون ها نسبت ب راهی ک رفتن مطمئن و رو به آینده اند اما ما ایرانی ها کلا با یه دید بد به تکنولوژی و ...  داریم نگاه می کنیم شاید آرزویی که خیلی از ما در خفا مون کرده باشیم این که کاش تیر آهن نمره فلان نبود کاش بتن نیومده بود تا می تونستیم بی دغدغه و بدون انتقاد قوس و قزح بسازیم!!!  ما بیشتر از این ک به سمت اینده باشیم حسرت گذشته رو می خوریم و ب از دست رفتن گذشتمون نظاره گریم.


معماری-فرم های مکعبی کیوب

 

معماری-فرم های مکعبی کیوب 2


معماری-فرم های مکعبی کیوب 3


ی نکته ی دیگه هم توی این داستان هست که جالبه و موضوع جالبی برای ی تحقیق می تونه باشه ک نظر مردم در مورد این معماری معاصر و معماری سنتی چیه؟؟ ایا این همه ب گذشته چشم داشتن و نسبت ب وضعیت الان گلایه داشتن این رو نمی رسونه ک معماری معاصر ما چیزی برای گفتن نداره؟؟ دانشجوهای وروردی جدید چی؟ مذهبی ها و ...؟

 

پانویس:

1: گرچه همین معماری خوب هم به مراتب اسلامی تر است رجوع کنید به اینجا (لینک های معماری به سبک انقلاب اسلامی، و ...؟؟؟


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۱ ، ۱۱:۵۶