دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

به نام حضرت سلام، سلام دوستان دو،سه تا صفحه ی مستقل درست کردم که توی نوار بالای وبلاگ دیده میشن. فکر کردم بد نیست این دو سه صفحه رو معرفی کنم:

نوشته ها

http://dast-andaz.blog.ir/page/articles

بچه که بودیم یادمون دادند که زکات علم نشر اون هست. حکیم به اندازه صحبت میکنه و ندانستن عیب نیست نپرسیدن عیبه! نمیدونم چی شد که یهویی بزرگ که شدیم هرجا رفتیم مقاله و پایان نامه بگیریم راهمون ندادن! هرجا رفتیم مصاحبه از تعداد مقاله هامون پرسیدن! و وقتی سوال کردیم به جای این که جواب بدن شروع کردن به گفتن جواب های از پیش آماده شون به سوال های متعارف و  بهنجار قبلی!

 

مگه نه این که هر نوشته ای برای مخاطبی نوشته میشه؟ اگه این طوره نوشته هایی که توی آرشیو دانشگاه، توی بانک مقالات فلان همایش زندانی شدن دیگه وجود ندارن!واسه همین ها بودکه  سعی کردم هر چی نوشته بودم رو از دل آرشیو دانشکده، بانک اطلاعات فلان همایش و ... نجات بدم :) واسه این که دیده بشن، نقد بشن و زنده بمونن! توی این صفحه میتونین مقاله ها، گزارش ها و پایان نامه ها رو ببیین.

 

 

یاددشات ها

http://dast-andaz.blog.ir/page/notes

در این صفحه بخشی از یادداشت هایی را که فکر کردم منسجم تر هستند را کنار هم قرار دادم. یادداشت هایی که شاید دوست داشتم حتما دیده شوند. واسه همین برای دیدن همه ی یادداشت ها و سایر مطالب از دسته بندی های نوار سمت چپ وبلاگ کمک بگیرید.

 

 

 

کتاب ها

http://dast-andaz.blog.ir/page/book

صفحه ی آخر هم همه ی کتاب هایی رو که معرفی کردم، نقد نوشتم یا خلاصه ای ازشون رو توی "دست انداز" گذاشتم رو کنار هم جمع کردم که دسترسی بهشون راحت تر باشه.


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۳۷

چند وقت قبل رفته بودم علم و صنعت موقع برگشتن و برای ناهار رفتم همون فلافلی معروف دم در ملت. دنبال یه هم صحبت بودم. یه آقایی اون جا بود. از اسم و رسمش پرسیدم معلوم شد اتفاقا دانشجوی ارشد معماری هست خلاصه سر صحبت باز شد پرسیدم از علم و صنعت راضی هست یا نه؟ کارشناسی کجا بوده؟ یکی دو تا استادی رو که اونجا دورادور میشناختم رو ازش پرسیدم و ... شروع کرد حرف زدن انقدر که آخر صحبت دیدم فلافلم تموم شده و اون هنوز (بی اغراق) یکی دو تا گاز هم نزده!! موقع خداحافظی گفتم اگه شمارشو نگیرم و دوستی مون همین چند دقیقه بگذره بی انصافیه!

باقی ماجرا


۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۵ ، ۰۱:۲۱

کاریکاتور کتاب چرتکه

-         جناب مهندس!؟ می دونین فرق کتاب و مقاله چیه؟

-         از چه نظر استاد؟

-         (استاد بی توجه به سوال دانشجو، انگار که فقط می خواست زمان بخره تا نفسی تازه کنه و دوباره پی صحبتش رو بگیره) توی مقاله لازمه رابطه ی چند تا متغیر رو بررسی کنین و آخرش بگین که این ها با هم چه رابطه ای دارن؟ اما توی کتاب حتی می تونین اطلاعات مربوط به یه متغیر رو جمع آوری کنین، تهش هم لازم نیست که بگین که چی؟ - ادامه ی مطلب

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۴۲