دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

۱۷ مطلب با موضوع «مثلا اندیشیدنی هایم!! - Thinking :: آموزش معماری» ثبت شده است

هرکاری ی چارچوب طراحی و تحلیل تجربه شده داره (مثلا طراحی دکور مناظره) ک میشه با اون چارچوب اون ر فهمید تحلیل کرد و بعد از اون نقد کرد.

البته این چارچوب نباید طوری شه ک مثلا راه ر بر خلاقیت یا طرح های یا اقدامات دیگه ای ک خارج از فهم این چارچوب هست ببنده.

 

سواد معماری ینی یادگیری این چارچوب ها و خوندن و نوشتن طرح ها به کمک اون ها

 

مثلا در کارگاه طرح معماری ۵، این ترم این ک ی سری معیارها و ابزارهایی ر در اختیار بچه ها قرار بدیم تا بتوانند طرح ها را بفهمند و نقد کنند.

یا مثلا ب تجربه ی کارگاه شقاقی و این ک چرا بچه ها همیشه میگن انقد خوبه و اون چیزی ک دانشگاه بهشون یاد نداده و این ک فرد راحت طراحی میکنه چون چارچوب هایی ساده و روشنی ر میده، توجه کنید.

 

چارچوب ها اگر نباشند نقد و ارزیابی ممکن نیست. اما اگر اسیرشون بشیم راه برای خلاقیت و طرح چارچوب های جدید بسته میشه.

 

توصیه میکنم متن زیر ر ک نقد دکور مناظرات انتخاباتی در یک چارچوب طراحی است رو بخونید، سواد طراحی من ر ک زیاد کرد.


نقدی بر طراحی صحنه مناظره ریاست جمهوری انتخابات 96


دکور مناظرات انتخاباتی 96

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۴۲

امروز استادی رو دیدم که بیش از حد استاد شده بود ...

در مورد همه چی می دونست ... در مورد همه چی خوب حرف میزد ... در مورد هیچ چیز ابهامی نداشت

گویا در پاسخ به هر سوالی، جوابی در چنته داشت. و البته خیلی پرحرف بود هیچ سوالی باعث نمیشد توی فکر بره و تامل کنه. امروز استادی دیدم که دیگه دانش-جو نبود ... شاید حتی بیش از حد یا کمی زود هنگام استاد شده بود. و مگه میشه آدم در مورد این همه موضوع اون هم با چنین قطعیتی صحبت کنه؟؟

در این یادداشت چند استاد و یک معلم را مرور میکنم و ان شالله دو مدل از تدریس را ارائه خواهم کرد ادامه یادداشت


کاریکاتور سخنرانی


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۰



این ترم معماری معاصر درس میدم و این فرصتی شده ک بیشتر در مورد تاریخ معماری بخونم. ب این فکر میکنم چه حجم زیادی از خوب و بد های طراحی معماری امروز ما رو تاریخ میسازه. ما از تزیئنات کمتر استفاده میکنیم اما درست نمیدونیم ک تزئین زمانی جنایت بود ک کارگران حتی جایی برای زندگی نداشتند. ما فرم رو تابع عملکرد میدونیم و طراحی معماری رو معادل طراحی فرم و فضا اما به درستی نمیدونیم از کی و تحت چ شرایطی فرم موضوعیت پیدا کرده وقتی به این خوداگاهی های تاریخی میرسیم تازه سر و کله ی سوالهای بزرگ تر پیدا میشه... - ادامه مطلب


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۳:۳۸

این متن رو آبان ماه 94 نوشتم زمانی که حسابی به هم ریخته بودم رفته بودم تا در مورد تصمیم های مهم زندگی ام با استاد راهنمام صحبت کنم سرش شلوغ بود یه چند دقیقه ای وقت داشت منم بغض کرده بودم و نتونستم حرفم رو بزنم. امروز که رفتم امضای تاییده بگیرم وقتی برای نوشتن اسمم برگه رو نگاه کرد وقتی به نظرم رسید حالا شاید حتی اسمم رو هم فراموش کرده باشه فکر کردم این رو بنویسم اینجا ...

چارلی چاپلین

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۵۲

به نظرتون کدوم درست تره؟ دکتر ها اول مربی میشن، بعد استاد یار بعد دانشیار و در نهیات استاد؟ یا این که ادم ها اول دکتر میشن بعد استاد بعد معلم و اگه توفیق داشته باشن مربی؟ یادداشت کوتاه زیر ب نقد)این موضوع میپردازهادامه ی مطلب

کاریکاتور دانشجو


 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۴ ، ۱۳:۴۹

باید این پیام رو به بچه ها منتقل کنم که:

من از خودت خوشم میاد، هرجا تو رو توی طرحت ببینم خوشحال می شم، هرجا که خودت باشی و ادا در نیاری!

دیدی خدا چطور توی همه ی ماها آدم ها و اشیا و مخلوقات دیگه هست؟ رایتک فی کل شی! یکی جلوه  و آیت رحمت خداست مثل بارون یکی تجلی جلال الهی هست مثل پدر یکی آیت رحمت الهی هست مثل مادر یکی ... من نمیدانم هرکدام از شماها جلوه ی چی خدا هستین چطوری هستین و باطنتون چی هست؟ بهم توی طرح هاتون نشون بدین! من میخام همون طور که خدا روحش رو دمید به آدم تو هم روحت رو بدمی به کارت! و نفخت فیه من روحی!

 

این درست مقابل طرح های دیگتون باید باشه سر ژوژمان دوست ندارم اگه کسی کارت رو دید بگه با فلانی کرکسیون کردی؟ یا طرح رو با فلان استاد گذروندی؟ نمیخام روح من یا هرکس دیگه ای باشه که توی طرحت متجلی شده باشه دوست دارم خودت باشی و طرحت بوی تو رو بده!

 

تازه اینکه طرحت بوی من رو بده، قابل تحمل تر از اینه که کارت روحی نداشته باشه! من از تو معماری درست نمیخام! من ازت معماری خوب می خام! نمیخام معماری ات انقدر درست باشه و در گیر و دار استانداردهای پیش اندیشیده شده باشه که دیگه جایی برای اینکه خودت استاندراد های جدید رو خلق کنی، نباشه! معماری ای که دربند گیر و دار استاندراد ها و ... باشه به درد من نمی خوره من ازت میخام تو استاندارد خلق کنی! یه معماری خوب! ممکنه کمی نادرست باشه اما میشه درستش کرد!

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۳ ، ۱۵:۲۷

دیکتاتوری ابزارها!

 چرا دستی، چرا کامپیوتری؟ چرا این چرا اون؟

 

 

دو سالی می شه که دفتر فرهنگی دانشکده به صروت منسجم و پیگیر داره یکسری کلاس های آموزش نرم افزار رو برگزار می کنه. شاید درست مثل من، برای شما هم این مساله هنوز جا نیافتاده باشه که بالاخره استفاده از رایانه توی طراحی معماری خوبه یا نه؟ خیلی هم نگران نباشین! این طور که من متوجه شدم این سوال خیلی از اساتید، پژوهشگران و طراحان و ... دنیاست!

 

اینجا و در این یادداشت سعی داریم پاسخی برای  سوالاتی ازین دست پیدا کنیم:

  • آیا لازمه همه ی نرم افزار ها رو یاد بگیریم؟
  • فرق نرم افزار ها با هم چیه؟
  • وقتی میشه کامپیوتری کار کرد واسه چی انقد باید دستی کار کنیم؟
  • توی چه مرحله ای از فرایند طراحی خوبه یا میشه از کامپیوتر استفاده کرد؟ - ادامه ی مطلب

 

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۰۱:۱۶

دارم به هر کدوم از بچه هایی که باهام کرکسیون می کنن یه چیز می گم! از یه جایی شروع می کنم و به یه وجه مساله توجهشون میدم. حتی تکلیفاشون هم با هم متفاوت از آب در اومده! بعضی موقع ها وسط کرکسیون کلا بی خیال حرف هایی می شم که قرار بود بهش بزنم!

 

خلاصه این که خدا به خیر کنه! :) این کار البته خیلی بیشتر از یه نسخه ی جمعی به همشون دادن، ازم انرژی می گیره! تازه اغلب بعد کلاس میرم توی مترو، اتوبوس و ... توی راه برگشت کلی میشینم برای هر کدومشون یه  چیزایی مینویسم یه طرح درس متفاوت دراز مدت میچینم، جالب شده، واسه هر کدومشون یه پرونده درست کردم!

 

بچه ها خیلی متفاوت اند اصلا اون طور نیستن که فکر میکنی! هیچکی تنبل نیست، انگاری هر کدوم یه مشکل دارن یه جای کارشون میلنگه! با بضیهاشون فقط در مورد انگیزه هاشون صحبت کردم، کلا بی خیال چیزایی که اوردن شده بودم اخه احساس کردم اگه انگیزش رو پیدا کنه خیلی بهتر و بیشتر از بقیه کار میکنه! به بعضی ها گفتم نمونه کار ببینن و جلسه بعد واسم بیارن برای بعضی هاشون هم غدقن کردم برن سراغ نمونه کار! به استانداردهای بعضی نگاه هم نکردم گفتم باید از دل ایده هاش استاندارد بکشه بیرون و بعضی رو گذاشتم از دل استاندارد ها ایده بزنن! کلا یه شلم شوربایی به پا شده که هم دوسش دارم و هم یه کم ازش می ترسم! :)


۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۳ ، ۱۷:۲۷

الحمد لله رب العالمین، رب (پرورش دهنده، تربیت کننده) ربِّ ادم های اینجوری و اونجوری اونم شاید هرکی یه جوری(راه) متناسب با "وسعها" اما نهایتا به یه مقصد واحد "انا لله و انا الیه راجعون" وقتی همه متناسب با استعداد ها و اعمال و رفتارهامون، باز همگی به خدا برمیگیریدم اما بازم هرکی به یه اسم خدا، یکی به کریم، یکی به رحیم (سلام قول من الرب الرحیم و متازوا الیها المجرمون) و یکی به سخط و خشم الهی یکی به جبار یکی به کیفردهنده و ...

 

تشویق می تونه بدترین نوع تنبیه باشه، میتانه ظالمانه ترین و غیر انسانی ترین نوع تنبیه باشه میتانه یک ظلم باشه!

الذین صدوا عن سبیل الله باشه و این طوری تشویق کننده لایق سخط و غضب الهی بشه غیر المغضوب علیهم و الضالین (نه گمراهان و نه کسانی که آن ها را گمراه کردند ]شاید ازین جهت که نذاشتن ادم ها هرکی متناسب با وجود فی نفسه، فطرت و هستی ممکن منحصر به فرد خودش یه موجود منحصر به فرد شه ادامه ی مطلب

 

Sameness is a matter of science, differentiation is a matter of humanity

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۳ ، ۱۷:۲۶

توفیق شده با دکتر خانمحمدی و دکتر غفوریان و البته چند تا از دوستان خوب دیگه به عنوان اسیست طرح 2 بریم سر کلاس. ان شالله که هم آخر و عاقبت ما خوب بشه هم واسه بچه های کلاس اتفاقات خوبی بیافته این ترم :) یادداشت زیر اولین یادداشتی هست که بعد اولین جلسه ی حضورم سر کلاس نوشتم - ادامه مطلب



۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۳ ، ۲۳:۲۶