دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

چون به آزادی نزدیک تره!

پنجشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۲، ۰۴:۱۸ ب.ظ

چون به ازادی نزدیک تره!!!

سفرنامه ی پردیس هنرهای قشنگ- قسمت اول


شنیده بودم این دانشگاه تهرانی ها خیلی خودشون رو تحویل میگیرنا!! :) توی کلاس سر معرفی بچه ها  که از جاهای مختلفی اومده بودن نوبت به هرکی می افتاد استاد می پرسید خوب چرا دانشگاه تهران رو واسه ارشد انتخاب کردین؟ ... به یکی از بچه ها که رسید نه گذاشت نه برداشت خیلی جدی گفت چون نسبت به بهشتی و علم و صنعت به ترمینال ازادی نزدیک تره! آخر هفته ها می تونم راحت تر برم شهرستان! (ادامه مطلب)

 

عاقبت به خیری، کمال طباطبایی، همشهری داستان

عاقبت به خیری، تصویرساز: کمال طباطبایی، همشهری داستان


این خیلی بده که مهم ترین اتفاق زندگی ادم قبول شدن توی یه دانشگاه باشه حالا تهران باشه یا ام آی تی!!!

علم بهتره یا ثروت؟  یا حتی در بهترین پاسخی که بتونی بدی علمی که باهاش ثروت کسب بشه!

اصالت با چیست؟ امتداد معماری ستنی؟ بهتر از اون با معماری ایرانی؟ بهترش معماری اسلامی؟ حتی ازون طرف معماری مدرن؟ معماری درست؟ معماری خوب و پاسخگو؟ اصلا بی خیال می خوام سوال مهم تری بپرسم آیا ممکنه زمانی  یه معمار در پاسخ به مشکلی تصمیم بگیره معماری نکنه و معماری هم اصالت نداشته باشه؟ (این رو ببینید + )

 

ما خلقنا الجن و الانس الا لیعبدون بیایم دعا کنیم عاقبت به خیر شیم و کاردرست رو انجام بدیم مهم ترنین اتفاق زندگی من فهمیدن این نکته بود که افتخارات گذشته ام رو ( تازه اگه واقعا افتخار باشن) رو از رو دوشم بذارم زمین و بدوم! مهم ترین اتفاق زندگیم این بود که یاد بگیرم همیشه در حال اموختن باشم نه اقناع و شکست دادن دیگران! مهم ترین افتخار زندگیم این بود که برعکس بعضی ها حتی به تنبل ترین دانشجوی معماری هم وقتی حرفی یا نظری رو میداد و کارم ور نقد می کرد توجه می کردم و توی دلم نمی گفتم تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!! شاید اونی که به خاطر پدر و مادر پیرش مونده شهرستان و اون جا معماری میخونه به حقیقت نزدیک تر باشه و عاقبت به خیر تر بشه تا من!

 

 مهم ترین اتفاق زندگیم کشف زندگی بود کشف خدایی که لای این شب بو ها پای آن کاج بلند قایم شده و قرار هست این بشر به هزار اتفاق مختلف مبتلا بشه که اسامی مختلف خداش رو صدا بزنه...

 

ولله الاسما الحسنی فادعوه بها و این طوری پی هیچی نباشه الا لعبدون :)


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">