دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

تشویق می تانه بدترین نوع تنبیه باشه!

يكشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ۰۵:۲۶ ب.ظ

الحمد لله رب العالمین، رب (پرورش دهنده، تربیت کننده) ربِّ ادم های اینجوری و اونجوری اونم شاید هرکی یه جوری(راه) متناسب با "وسعها" اما نهایتا به یه مقصد واحد "انا لله و انا الیه راجعون" وقتی همه متناسب با استعداد ها و اعمال و رفتارهامون، باز همگی به خدا برمیگیریدم اما بازم هرکی به یه اسم خدا، یکی به کریم، یکی به رحیم (سلام قول من الرب الرحیم و متازوا الیها المجرمون) و یکی به سخط و خشم الهی یکی به جبار یکی به کیفردهنده و ...

 

تشویق می تونه بدترین نوع تنبیه باشه، میتانه ظالمانه ترین و غیر انسانی ترین نوع تنبیه باشه میتانه یک ظلم باشه!

الذین صدوا عن سبیل الله باشه و این طوری تشویق کننده لایق سخط و غضب الهی بشه غیر المغضوب علیهم و الضالین (نه گمراهان و نه کسانی که آن ها را گمراه کردند ]شاید ازین جهت که نذاشتن ادم ها هرکی متناسب با وجود فی نفسه، فطرت و هستی ممکن منحصر به فرد خودش یه موجود منحصر به فرد شه [ (پانوشت یکم)


تشویق می تانه مصداق صد عن سبیل الله باشه چرا که هر انسانی وجود منحصر به فردی هست که باید به کمال برسه. تربیت زدن شاخ و برگ های اضافی وجود یک ادم (به زعم ما) برای به کمال رساندن نیست. تربیت پرورش و ربانیت استعداد های منحصر به فرد هر کس در مسیری منحصر به فرد و به مقصدی منحصر به فرد هست.


Sameness is a matter of science, differentiation is a matter of humanity


Sameness is a matter of science, differentiation is a matter of humanity (source)

 

اغلب وقتی کسی رو تشویق می کنیم که اون فرد با تصویر ما از اون چیزی که ما فکر می کنیم باید باشه مطابقت داشته باشه. و این یعنی استخدام فرد در مسیری که خودمون میخایم؟

 

فکر می کنم اگر هم قرار هست از انگیزه های بیرونی (تشویق و تنبیه) در کنار تحریک انگیزه های درونی (مثل حس کنجکاوی دانشجو، مثل چشاندن لذت طراحی مثل ...) در آموزش استفاده کنیم حداقل بهتر هست زمانی کسی رو تشویق کنیم که خودش هست و زمانی تنبیه شه که از خودش دور شده، (نه از ما) این روزا خیلی ها ادا در میارن و خودشون نیستند!

 

این که دانشجوها رو از قضاوت دیگران (اساتید و اسیست ها) آزاد کنیم و بهشون یاد بدیم طوری باشن که دوست دارن باشن نه اونطوری که اساتیدشون دوست دارن، تازه اولین مرحله ی تربیت هست!

  • آدم ها رو طوری تربیت کنیم که فکر می کنیم باید باشند.
  • تربیت کنیم برای این که آدم ها طوری باشن که میخان باشن.
  • آدم ها رو طوری تربیت کنیم که متناسب با وجود منحصر به فرد خودشون باید باشند.
  • آدم ها رو طوری تربیت کنیم که خدا می خاد اونطوری باشند!! ؟؟

 

هنوز جواب این سوال رو که خدا می خاد ما چی باشیم رو پیدا نکردم که بخام بگم اون وقت مدل تربیت ما باید چی باشه. شاید خدا می خاد هرکسی خودش باشه، شاید هر وقت هر کسی به وجود و فطرت و ذات خودش توجه کنه به خدا می رسه؟!! اگه ادا در نیاریم اگه این توجه به خودمان، توجه به نفسمان نباشه و و توجه به وجود و هستی فی نفسه ی خودمان باشه!

قبلا فکر می کردم زندگی کردن اون طوری که خودم میخام خیلی نزدیک تر هست به توحید تا اونطوری که زندگی کنم که دیگران میخان! (رضا امیرخانی: یا خودم خیلی نزدیک تره به یا خدا یا یا علی تا یا دولت!) شاید هم مقدمه ی مرحله ی بعدی تکامل و رشد آدم باشه مرحله ی بعدی میتونه زندگی کردن اون طوری باشه که خدا می خاد!

اما حالا میترسم که این توجه به خود توجه به نفس از آب در بیاد می ترسم که نیروی عظیمی رو در بچه ها آزاد کنم که دیگه نشه مهارش کرد. موضوعیت نفسانی(subjectivity)

 

همه ی این ها رو بذارین پای این که هنوز چیزی در مورد تربیت اسلامی نخاندم که بخام حرفی بزنم. فقط خواستم چیزهایی که توی ذهنم هست رو بریزم بیرون که روش بحث شه و چکش بخوره! مثل همیشه این یه نسخه و خطابه نیست! نمیخام حرفم رو بهتون بزنم می خام باهاتون حرف بزنم و بیشتر از این که جواب داشته باشم، سوال کنم ...

 


پانوشت یکم: درست نمیدونم ولی شاید ظلم در مقابل عدل باشه، امام علی ع می گه عدل یعنی هر چیزی سر جای خودش و این جا ظلم می شه خارج کردن ادم ها از مسیر خودشون به سمت مسیری که نفس مربی، معلم یا اموزگارشون میخاد.

یعنی بچه ها رو اونطوری تربیت کنیم که دوست داریم، یا حداقل فکر می کنیم این طوری درست تر هست.

دوم: منبع دیاگرام

Gh. Reza Islami,  A Code of Logic in Glocal Environments :Thoughts on Particularization of Design in Traditional Environments Generalization of Science in Global World - اینجا و اینجا

نظرات  (۵)

در کتب بزرگان قسمتهایی رو دیده ام در موضوع تربیت با عنوان های وظایف معلم، وظایف متعلم، وظایف خاص متعلم در خدمت استاد و وظایف مربیان الهی. فک می کنم برای هر معلمی و هر دانشجویی در هر تخصصی خوندنش خیلی مفیده. من چند قسمتشو می نویسم، اگه حوصله ای بود (که مطمئنا هست!)، خودتون می تونین کل متن رو مطالعه کنین.

معلم باید به شغل و حرفه تعلیم و تربیت، علاقه و دلبستگی داشته باشد و همه نیرو و توان خویش را در تفهیم و تقریب مطالب به اذهان دانشجویان به کار گیرد. او باید این وظیفه خطیر را بر همه مصالح و منافع شخصی، البته تا آن جا که ضرورت ایجاب کند، ترجیح دهد.

راه و رسم بزرگان در امر تعلیم و تربیت و ارشاد، ابتدا محبت وافر است به متعلم و سپس به تدریج سوق و ارشاد او به طریق هدایت. (به نظرتون یعنی معلم باید قبل از هر چیز عاشق متعلم باشه؟ علم الانسان ما لم یعلم: خداوند بر انسان عاشق بود، پس هرآنچه را که انسان نمی دانست، به او آموخت؟!)

تشویق به اخلاص، روش تذکر خلاف ها، رعایت اعتدال در تعلیم، انصاف و سعه صدر، آراستگی و رعایت ظواهر، ادب در کلام و رفتار، تنظیم مطالب و ارائه مناسب، روش پاسخگویی به سوالات از مواردیه که در موردش توضیح کامل داده شده. برای مثال گفته شده معلم و استادی که متخصص در علمی یا فنی است، نباید علوم دیگر را در نظر دانشجو تقبیح و تحقیر کند. یا از حضرت محمد باقر (ع) روایت کرده‌اند که فرمود: آنچه را که می‌دانید بگویید و مطالبی را که بدانها علم و آگاهی ندارید، بگویید خدا داناتر است.


نکته اول این که البته همه اینا شاید در نگاه اول ساده به نظر برسن، ولی (وقتی با خودمون روراست باشیم) کجاست اون معلمی که همه رو رعایت کنه؟!

نکته دوم هم اینه که یه مطالبی هم هست در مورد این که معلم واقعی کیه و چه خصوصیاتی داره و چه طور میشه تشخیص داد. اونم جای خوندن داره! مثلا علمای ربانی انسان‌ها را از هرگونه تقلید بی‌تحقیق و ظنّ و گمان برحذر داشته‌اند...اصولاً هر تقلیدی که به تحقیق ختم نشود، تقلید کورکورانه و باطل است. از این‌رو اتصالاً ترغیب بزرگان به تحقیق و تفکر است. (پس به جای این که بخوایم نظر خودمون رو به دانشجو اجبار کنیم، شاید باید اونو تشویق به تحقیق در مطالب و نظرات مختلف کنیم.)


و در آخرِ این نظر طولانی، دلم نیومد اینو ننویسم!!

معلم باید وقت خروج از خانه دعایی را که از حضرت رسول اکرم(ص) وارد شده بر دل و زبان جاری کند و بگوید: خدایا به تو پناه می‌برم از این که مبادا گمراه گردانم و یا گمراه گردم، بلغزانم یا بلغزم، ستم کنم و یا ستم بینم، دیگران را به نادانی کشانم یا خود دچار آن گردم. الهی آن که سر به جوار تو نهاد سرافراز است، ستایش تو بس بزرگ و با شکوه است و جز تو کسی شایستة عبادت نیست.

سپس بگوید: به نام خدا، خدایی که تمام حوایج مرا کفایت می‌کند. خود را بدو می‌سپارم، همة نیروها و جنبش‌ها تحت ید و قدرت اوست. بار الها قلبم را پایدار و استوار نگهدار و حق را بر زبانم جاری ساز.

پاسخ:

سلام :) ممنون ک نظر میذارین

چند تا نکته و سوال ب ذهنم رسید :

  • در مورد منابع خواستم بپرسم و این که گفتین میتونم برم کل متن رو بخونم ولی متن رو معرفی نکردین!! :)
  • یه جا علامت سوال گذاشتین که "به نظرتون یعنی معلم باید قبل از هر چیز عاشق متعلم باشه؟" نمیدونم سوال بود یا اشتباهی گذاشتین ولی اگه از من میپرسین باید بگم یه کم نظرم با این جمله فرق می کنه ب نظرم این مساله ی محبت وافر باید یه جور دیگه دیده شه و عمیق تر، نباید ادا باشه باید اعتقاد باشه!
    • این که ما باید برای هر انسانی شانی از حقیقت قائل باشیم. یعنی این که قبول کنیم هر کی چیزهایی بلده و میدونه که من نمیدونم! این طوری با دانشجو ها واقعا حرف میزنیم نه این که حرفمون رو بهشون بزنیم و بدتر از همه حرف های بچه ها رو بهانه ای برای زدن حرف های خودمون قرار بدیم.
    • این که هر انسانی وجود منحصر به فردی هست که میتونه متفاوت از همه ی موجود های پیشین شکل خودش باشه! به خاطر همین ادم ها دست معلم امانت اند. (اینو ببینین و نظرتون رو بگین +)
    • معلم باید عاشق انسان باشه! واسه این که هر ادمی رو دوست داشته باشیم باید عملش رو از خودش جدا کنیم! (که نمیدونم واقعا چقدر از نظر دینی درست هست) من از کار یه قاتل متنفرم ولی عاشق خودش هستم چون به دیگران و خودش داره ظلم می کنه مجبورم رفتار قهری داشته باشم اما ریشه ی این رفتار قهری هم باز از روی محبت و عشق ب اون طرفه!
  • اعتدال! نمیدونم چرا روی این کلمه حساس شدم! :)
  • اخلاص، به نظرم این مهم ترین چیزی هست که شاید باید به هر معماری یاد بدیم این که اسیر آدرس های غلط معماری و علم نشه! این که واسه خودش بت نسازه! این که میشه متفاوت از همه ی روش تحقیق های علمی! اصول معماری سنتی! اول معماری مدرن! و مهم تر از همه اصول مورد علاقه ی استاد طراحی کرد! (این جا قبلا در موردش کمی نوشتم)0
  •  ازین موادری ک گفتین ی سری هاش ب نظرم بخصوص توی اموزش معماری میتونه معنای عمیق تری بگیره مثلا روش پاسخگویی ب سوالات این که توی مراحل اولیه طراحی سوالات بچه ها رو چطوری جواب بدیم و توی مراحل نهایی چطور؟ روش پاسخگویی حتی میتونه کنجکاوی بچه رو هم تحریک کنه، یا مثلا سعه ی صدر هم توی معماری معنای عمیق تری میگیره یادمه ی جلسه فرضیان در موردش صحبت کرد


در نهایت بابت این که هم وقت میذارین یاددشات ها رو می خونین و هم بیشتر وقت میذارین و نظر میذارین ممنونم منتظرم یادداشت های آخرم رو بخونین و نظرتون رو بگین راستی معرفی منبع صحبت هایی ک کردین رو فراموش نکین منبع اون دعای اخر رو هم ممنون میشم بگین/ التماس دعا

سلام
شما با رب شروع کردین ولی با تعلیم تموم کردین در صورتی که این دو تفاوتی دارند بین زیر زمین تا آسمان هرچند این دو در زمین اشتراک داشته باشند. ولی تربیت خیلی بالا تره از تعلیم. باید ببینیدنقش شما چیه مربی هستین یا معلم که هرکدوم شرایط خودشه می طلبه مثلا برای تربیت ممکن شما شاگرد اولتون رو دو بار رد کنید. ولی با این شرایط شما بهتره که همون معلم باشید . یا در بهترین حالت، شما بهتره که در صد بندی کنید . مثلا چند درصد از کلاستون رو بزارید برای تربیت و بیشتر اوقات رو بزارید برای تعلیم.
ولی چیزی که از کلیت متن بالا برداشت میشد این بود که منظورت تربیته . ببیند استاد عزیز توصیه می کنم تو این مسیر نرید اگر استعانت مالی ندارید . چون حداقل این موضوع وقت گزاشتن برای دانشجویان هست که نسبت به اونها شناخت پیدا کنی تو این دوره زمونه کار خیلی سختیه. فکر کنم بیشتر از این جایز نباشه که چیزی بگم اگر کسی پشت خط بود بقیه حرفا رو بزنم بهتره
۱۴ آبان ۹۳ ، ۱۳:۳۵ فقیرِ حقیرِ محتاج به رحمتِ خدا

سلام

تشویق میتونه بدترین نوع تنبیه باشه ؛ اگر فرد موردِ تشویق "ظرفیت" نداشته باشه !

مقاله دکتر حجت "آموزش معماری و بی ارزشی ارزش ها" نکات جالبی در این خصوص داره.(البته شاید خونده باشید)

موفق باشید

پاسخ:
salam
mamnoon motesafaneh nakhoondam enshallah mikhonam k manzooretoon r khoob motevajeh sham
۱۴ آذر ۹۴ ، ۰۰:۲۶ میرزاجانی
شاید اساتید باید دست از تلاش برای هدایت یا تربیت بردارند و فقط تلاش کنند که سوال ایجاد کنند.
فکر می کنم تمام مشکلات از وقتی ایجاد شده که همه تصور کردن جواب ها رو دارن . کسیکه جواب داره در نهایت انعطاف باز هم تعصب به خرج میده
شاید باید دست از جواب دادن برداشت و کمک کرد که هر کسی سوال خودشو پیدا کنه
در سوال هم که مناقشه نیست...
پاسخ:
سلام موافقم . :)
برای تربیتی که از هر نظر حدالامکان درست باشه بنظرم باید از شیوه تربیتی انبیا استفاده کرد. حالا چه به شکل کلی و مبانی باشه چه مصداقی.
مثلا همین که گفتن معلم باید عاشق انسان باشه یعنی عاشق اون گوهری که تو وجود هر انسانی هست باشه. معلم باید مثل پیامبر بر تربیت و هدایت متعلم حریص باشه باید طبیعتش این طور باشه اصلا. یا مثلا برای ایجاد ارتباط و اشتیاق بین خودش و متعلم اول باید از ویژگی های و صفات مثبت متعلم شروع کنه بعد کم کم اشکالات و اشتباه و اونو بهش گوش زد کنه.(فکر نکنم پیدا کردن مصداقش در آموزش معماری دشوار باشه) و موارد دیگه.
یه سلسله سخنرانی استاد پناهیان دارن که از جلسه 15 ، 15 جلسه به مبحث دعوت(و لابد تربیت) می پردازن. گوش دادنش رو اکیدا توصیه می کنم.
عذر خواهم که با وجود سواد کمترم به خودم اجازه اظهار نظر دادم.

http://bayanmanavi.ir/post/864
پاسخ:
سلام
بابت راهنمایی تون بی نهایت ممنون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">