دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات
به چاشت بود که به یکی از ابواب دانشگاه رسیدیم بر آن نام ملت نهاده بودند به سبب خزانه ی طلاب که قریب به آن بود ما که اول بارمان بود بدین مدرس پای می نهادیم تعجب کردیم از هیبت و غزاة و مشابهات دیگر.
 
سپه گرزها بر نهاده به دوش              یکایک نهاه بواز گوش
همه برجها پر ز خفتان و ترگ              کمان ها چرخ و سپرهای کرگ

 

کتاب خواندن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۸۹ ، ۱۸:۵۲

قصه از آن جا شروع شد که اتفاقی من و استاد توی مینی بوس برگشت به تهران کنار هم نشستیم حادثه ای که برای من هم مایه ی افتخاربود و هم سبب خیر زیادی شد .البته بی خودی فکرتون به سمت نمره و پاچه خواری نره منظورم بحث هایی بو که در راه در گرفت.این ده ساعت مصاحبت ما به بهانه ی روستامان شروع شد و به کجاها که نکشید. جمال آباد روستایی که ما توی این سفر بررسی کردیم شاید در گذشته ای نه چندان دور حدود 10-20 برابر جمعیتی که الان داره سکنه داشته ولی حالا به خاطر خشک شدن چشمه فقط صدای مادر به قربونت بِرِم (البته خطاب به پسرای گلی مثل ما) به جای هیاهوی بچه ها به گوش میرسه به جرئت بگم در این دو روز که روستا بودیم فقط 6 نفر دیدیم اون هم با میانگین سنی بالای 50 سال تا جایی که مردان روستا (اشاره به گروه شناسایی مان) را گمان بر این افتاد که جمعیت روستا با ورود ما حدود 1.5 برابر شده باشد!          

            برگردیم سر اصل قضیه صحبت ما از چگونگی احیای روستا بود...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۸۹ ، ۱۶:۳۰

سلام این متن قرار بود به عنوان مقدمه ی سردبیر توی نشریه دانشکده چاپ شه که البته به خاطر نظر جمع تایید نشد !! بابت این که این داستان واقعی بود و روز اول طرح یک اتفاق افتاده ممکنه برای خیلی ها جذاب نباشه ولی فکر می کنم اونایی که روز اول طرح و صحبتای حسین رو یادشونه بدشون نیاد نکته ی دیگه ای که باعث شد این متن رو برای مقدمه سردبیر بذارم این بود که رویکرد انتقادی به دانشکده از دید یه دانشجوی خارجی رو نشون می داد و از طرف دیگه هم رویکرد اجمالی نشریه رو به سمت استفاده از معماری سنتی در میدان معماری معاصر کشورمون.  اما از اون جایی که خیلی برای همه ی بچه های دانشکده به علت عدم حضور توی کلاس طرح یک قابل فهم نبود عوضش کردم!! راستی یادم رفت حسین خلیفه دانشجوی لبنانی ورودی 87 علم و صنعته که انصافا از بچه های گل روزگاره!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۸۹ ، ۲۰:۲۱

سلام امروز دور  و بر ظهر بود که با یکی  از بچه ها تصمیم گرفتم بریم دانشگاه تهران بعد کلی برو بیا( و این ور اون ور رفتن و به عالم و آدم خبر دادن از 85ی گرفته تا 89ی ها دست آخر با 3 تا از همورودی هامون  جلوی دانشکده قدیم جمع شدیم تا بالاخره طلسم یه گردش گروهی بین بچه های 87 ی رو بشکنیم اومدیم که بریم وقتی من گفتم دوربین رو نیاوردم  بچه ها که انگار از اول این پا اون پا می کردن که نیان بالاخره بهانه رو پیدا کردن و هر کی رفت سمت خوابگاه خودش(نا گفته نمانه اگه زبان من نچرخیده بود و قضیه ی دوربین رو نگفته بودم 4 تایی می رفتیم و شایدحالا این شهرستانی ترین پست تهران گردیمون شده بود!!) ما هم که از اون طرف 2 تا از بچه های دانشگاه آزاد رو خبر کرده بودیم با کلی تاخیر اجبارا راهی شدیم طرف انقلاب. اما امان از بد قولی معمارا که وقتی رسیدیم مترو انقلاب تازه به حکمت این جمله که معمار هر جا هم که باشه معماره پی بردیم و فهمیدیم  از اون طرف هم فقط اون بنده خدایی که به من قول داده بود اومده بود ما هم که دیدم این جوری شده و فقط ما دو تا توی رودربایسی گیر کردیم . رفتیم طرف دانشگاه تهران که از بد حادته  دومین رکب رو هم خوردیم  تالار بسته شده بود و نمایشگاه تعطیل!!  تصمیم گرفتیم بریم موزه هنر های معاصر رو ببینیم  که انصافا خیلی هم مفید بود !
از شوخی که بگذریم از ما که توفیق اجباری دیدن آثار هنرمندای معاصر نصیبمون شد این پیشنهاد رو جدی بگیرین و حتما همین یکی دو هفته برین موزه رو ببینین چون اون جور که راهنما می گفت چند وقت دیگه قراره آثاری رو که ما برانداز کردیم  عوض کنن و آثار دو تا از هنرمندای ایرانی رو بذارن( که ندیده این یکی رو هم توصیه می کنیم) من باب آخرین فرمایش!! حتما یادتون باشه عین من و دوست خوبم علی گالری ها رو از آخر به اول نبینبن و حتما از راهنما بخواین که راه ورودی رو بهتون نشون بده (ماشالله به این همه خوانایی داخل موزه) تا با سیر تاریخی مکاتب هنری هم آشنا بشین. البته قبلش برین نمایشگاه کارآموزای کارگاه مشترک تهران-A&A رو ببینین که به سرنوشت ما مبتلا نشده به موزه برسین!

تذکره:این که توی  این شماره از تهران گردی از عکس خبری نیست بابت تاکیدای موکد مسئول موزه است که عکس نگیریم و الا مگه تهران گردی بی عکس و تصویر هم میشه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۸۹ ، ۰۴:۳۰


این ها رو اون وقت ها(اردو جنوب سال 88) دمدمای صبح تو قطار نوشتم وقتی طبیعت به وجدم آورده بود و تا کمر از پنجره زده بودم بیرون بابت همین سعی کردم خیلی تغییرشون ندم مطالب منقطع و جداجدا هستن ولی از نظر زمانی همون موقع و توی قطار نوشته شدن .من مبهوت طبیعت لرستان شده بودم ولی هر وقت چیزی در وصف این همه زیبایی به ذهنم می رسید برمی گشتم توی قطار و می نوشتمش نکته ی جالبی که دیده می شه اینه که بعضی جاها یه حرفی رو زدم بعد چند دقیقه تصحیحش کردم و شما سیر فکری رو هم می تونید بخونید!!


لرستان اردو جنوب - عکاس محمد امامی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۸۹ ، ۲۰:۲۷

این مطلب رو اولین بار سال 89 برای معمار 24 (نشریه الکترونیکی معماران زیر 24 سال) نوشته بودم :)

متن زیر برداشتی به نسبت آزاد است از مصاحبه ی استاد نوحی (عضو هیئت علمی دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت)که در تاریخ 25 آبان 85 با روزنامه ی همشهری داشته اند.این مصاحبه در کتاب "تاملاتی در هنر و معماری"(نوشته ی حمید نوحی انتشارات گنج هنر چاپ دوم) به چاپ رسیده است.

تاملات در هنر و معماری - حمید نوحی

بحث از این جا آغاز می شود که اصولا معماری اسلامی چیست ؟ استاد البته در مقالاتی دیگر...
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۸۹ ، ۲۳:۰۷

هزار و یک شب با معماری

(یا شرحی بر مصایب شیرین حضرت ابراهیم علیه السلام)

همه ی ما حداقل یک بار آن را دیده ایم  ، ساده ترین حجم و بی آلایش ترین بنا و درعین حال محبوب ترین و مشهورترین تندیس بشری که هزار بار از آنچه بعد از آن به تصنع برای نفس خویش ساخته ایم پرمعنی تر و جلیل تر است .

از معمارش که بپرسی چه شب های دراز برای یافتن معنای صاحب خانه به کند و کاو خویشتن پرداخت و درست آنگاه که بنای خویش را به پایان برد ، به این مرتبت رسید که یگانه معمار جهان رخصت داد تا بر تمامی القاب حبیبش لقبی بیفزاید و مهرازیِ خانۀ خویش را بدو بسپارد و چه بزرگ مرتبتی است این منزلت ابراهیم که معمار خانۀ معمار جهان شد .

و تو اینک وارث پدر خویشی و معمار فردای بشر چه کودکان بی سرپناهی و چه خرابه های کفر و الحاد که چشم به راه مهرازی چون تواَند تا بعد هزار شب جهد و تلاش در پی معماریِ خویشتنت به هزار و یکمین شب پای بر جای پدرانت نهی و فردای بشر به پا داری.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۸۹ ، ۱۶:۰۷

"تحقیق در معماری گذشته ایران" سلسله درس هایی از استاد پیرنیا


تحقیق در معماری گذشته ایران - پیرنیا

            به نظرم عنوان کتاب چندان رسا نیست  آن چه درون کتاب است را نمی رساند شاید بهتر بود عنوانی مثل "توصیه های استاد پیرنیا درباره ی نوع نگاه و روش تحقیق و جستجو در معماری سنتی"انتخاب می شد گرچه کمی طولانی است ولی تمام بار معنایی مطالب داخل کتاب را می رساند چرا که استاد با مثال زدن از برخی ویژگی ها ی معماری سنتی از فرم تا تکنولوژی و ... راه را برای کنکاش بیشتر ما نشان میدهد .

 

من اولین بار که این کتاب را در ترم گذشته خواندم واقعا برایم جالب بود .نوع نگاه استاد پیرنیا به معماری سنتی خیلی آموزنده بود ایشان ارزش های معماری سنتی را یکی یکی و با مطالعه ی بناها دریافته بودند اگر شما هم مثل من عاشق معماری سنتی هستید حتما این کتاب را که خیلی هم حجم کمی دارد و در واقع صحبت های استاد سر جلسات درس است را بگیرید و بخوانید.

 

 در این کتاب قسمت اول اختصاص داده شده به معرفی  زندگی نامه استاد به زبان خودشان و در قسمت بعدی که در واقع عنوان کتاب از ان گرفته شده به بحث اصلی می رسیم در این قسمت انگار استاد مثل یک پدر مهربان نقشه ی راهی را که عاشقان معماری سنتی باید بپیمایند را ترسیم می کند راهی که دید مارا از یک دید خشک و متعصبانه به معماری سنتی و فرم های بصری آن به حوزه ی مفاهیم متعالی این معماری می کشاند به جرئت می توانم بگویم بعد از مطالعه ی این کتاب نظرم درباره ی معماری سنتی به کلی عوض شد .

در بخش دوم ایده ها و نظرات بکر و جالبی را می توانید در حوزهای مختلف بیابید مثلا حتی درباره ی روش حفظ خانه های قدیمی به دست اهالی و نحوه ی تغییر کاربری این بناها به بناهای دولتی یا شخصی ایده هایی مطرح شده(زیرا همان طور که خواهید خواند بسیاری از مردم ساکن در خانه های بزرگ مثلا یزد از عهده ی مرمت و نگهداری بنا بر نمی آیند و در ضمن تغییر کاربری این خانه ها به  مرکز بهداشت یا مدرسه و.... بسیاری از مشکلات اهالی این محله ها را حل می کند)

 

            ضمنا این کتاب را که اتفاقا توسط یکی از دانشجویان خوب استاد پیرنیا(دکترمعماریان از اساتید دانشکده خودمان) جمع آوری شده را می توانید از انتشارات دانشگاه تهیه کنید ...




مطالب مرتبط دیگر دست-انداز:


 معماری اسلامی یا معماری مسلمانان؟ (معرفی کتاب تاملات در هنر و معماری-مهندس نوحی)


 یک معرفی نیم بند از سازه در معماری (سازه در معماری-دکتر گلابچی)

وقتی اتوبوس کانت و دکارت چپ کرد! - (در معرفی پدیدارشناسی مکان-دکتر پروین پرتوی)

معرفی طراحان چگونه می اندیشند؟! - (برایان لاوسن)

معرفی کتاب تکه انگاری فرایندی در طراحی معماری - (دکتر ادیبی)

معرفی کتاب شهر درخت نیست - (کریستوفر الکساندر)


معرفی: چند کتاب خوب معماری به مناسبت نمایشگاه بین المللی کتاب

کنکور کارشناسی ارشد معماری – چند تجربه



virus of the mind

بعضی کتاب ها عقیم اند! (نقدی بر کتاب نیارش دکتر معماریان)


هم چنین مطالب مرتبط با نقد ،  معماری ایرانی ، کتاب معماری، معرفی کتاب، معماری اسلامی،   هم میتونید ببینید :)

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۸۸ ، ۱۲:۳۳