یادداشت های روزانه

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

یادداشت های روزانه

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

یادداشت های روزانه

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

بایگانی

جستاری در موضوع پوشیدگی در شکل تکنولوژی

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۴:۰۸ ب.ظ

این یادداشت بسط یادداشت قبلی در همین وبلاگ با عنوان "یه خلاقیت چینی، یه خلاقیت هالیوودی!" است با شرح و توضیح و ارایه ی برخی منابع ک در یانون دیزاین منتشر شد.

 اثر مهدی و هادی خدادادی (؟)


یک خلاقیت چینی-مکانیکی:

جستاری در مفهوم پوشیدگی در شکل تکنولوژی


در کلاس طراحی معماری 2 (طراحی مدرسه) که ترم قبل کناردست اساتیدم دکتر خان محمدی و دکتر غفوریان بودم.  یکی از دانشجوها بود که خیلی اصرار داشت تا ایده ای نسبتا فانتزی را که اوایل ترم طرح کرده بود در طرح نهایی هم بگنجاند! مثلا فرض کنید پنجره ای که وقتی بچه های دبستان در حال فوتبال بازی کردن هستند و توپ به شیشه ها برخورد کرد نه تنها نشکند بلکه مثلا در حال و هوای چیزی که در داستان آلیس در سرزمین عجایب دیده بودیم توپ را برگرداند.

 

برای پرداخت و به فعلیت رساندن چنین ایده ای سعی داشت یک نوع مصالح خاص و با تکنولوژی بالا(های-تک) را به کار ببرد. خلاصه بین اسیست ها و این دانشجو بحث جالبی در گرفته بود که یکی از انگیزه های نوشتن این مطلب شد. برحسب اتفاق یکی دو شب قبل تر مستندی از شبکه 4 دیده بودم از پشت صحنه ی ساخت فیلم های جکی چان! دنیایی پر از حقه، کلک، انواع وسایل و اشیایی که با خلاقیت خاصی دستکاری و طراحی شده بودند تا مثلا حین صحنه های اکشن فیلم به سادگی توهم منفجر شدن، خرد شدن، پرت شدن و ... را در مخاطب ایجاد کنند. جکی چان می گفت همین کارها در سینمای هالیوود با تکنولوژی های بالا و هزینه ها بالاتری که برای سینمای چین مقدور نبود انجام می شود.



به نظرم این ایده ی مصالح های-تک تا حدودی مثل فیلم های هالیوودی از آب درآمده بود. ضمن این که سازوکارش آنقدر (حتی برای خود ما چه برسد به بچه های دبستان) پیچیده بود که اساسا هیچ ارزش آموزشی ای نداشت. (نه برای کلاس طرح ما و نه برای بچه های دبستان که قرار بود آن را هرروز از پنجره ی کلاس ببینند-مقایسه کنید با مثلا این مدرسه) به علاوه مصداق یکی از دغدغه های چندوقت گذشته ی من هم بود. که قصد دارم اینجا طرحش کنم. دغدغه ای که صورت علمی تر و آبرومندانه تر آنرا می شود حول موضوعاتی چون پوشیدگی در تکنولوژی، تولید و توزیع دانش در سیستم های تکنولوژیک و سهولت مصرف در مصنوعات جدید بشر پیگیری کرد.

 

مدتی هست که موضوع تکنولوژی برایم جذابیت خاصی پیدا کرده. این چند وقت یکی از مفاهیم جذابی که پیدا کردم موضوع پوشیدگی در تکنولوژی جدید بود. اغلب برای سهولت مصرف، سعی میشود تا پیچیدگی فرایند تولید و نحوه ی کار محصول/شی پوشیده شود تا مصرف کننده تنها با زدن یک دکمه بسادگی از آن استفاده کند.  به این ترتیب دانش و خلاقیتی که حین طراحی محصول توسط مهندسان یا طراحان تولید شده، بین مصرف کننده ها توزیع نمی شود. در این شکل از تکنولوژی(یا فیگور شی)، محصول همچون یک دستور! به مصرف کننده ارایه می شود. (1)

من قبلا وقتی با نرم افزارهای تجاری طراحی معماری کار می کردم تجربه ی مشابهی داشتم. وقتی شما از کل فرایندی که نرم افزار برای تولید فرم ها استفاده می کند فقط با یک دکمه(extrude, blend, …) آشنا هستید. بنابر این به نوعی از منطق رایانه در فهم فرم ها محروم شدید و نمیتوانید مستقیما با منطق رایانشی آن درگیر و از ظرفیت های ذاتی این رسانه برای تجربه و کشف فرم های جدید بهره ببرید. (2)

 

به همان مثال طراحی پنجره های مدرسه برمیگردیم! آن جا هم همه ی حض و کیف خلاقیت و حل مساله ی پنجره های نشکن لاستیک-طوری قصه ما برای تولید کننده ی آن متریال های-تک محفوظ و محصور مانده! میشد با کمی خلاقیت طراح/دانشجوی قصه ی ما، بچه های مدرسه و هر مخاطب دیگری را درگیر روند فهم، تحلیل و تولید راه حل این مساله (پنجره ی نشکن) می کرد. در واقع این جا شکل تکنولوژی (اشیا، ابزارها و ...) نحوه ی فهم، دریافت و مشارکت ما در تولید آن را تغییر می دهد.

 

اجازه دهید تا مثال دیگری بزنم، برای خود من همیشه جهان مکانیکی جهان جذاب تری بوده تا جهان اشیای الکتریکی جدید!

وقتی به چرخ دنده ها، اهرم ها و ... نگاه میکنیم، حتی اگر چیزی از فرایند طراحی تا تولید این محصولات ندانیم هم، باز می توانیم در راه حل شریک شویم! چرخ دنده ها اجازه می دهند تا منطقشان را بفهمیم و ازین طریق ایده، خلاقیت و علم و دانشی را که در مرحله ی طراحی، تولید شده؛ در مرحله ی مصرف محصول به واقع مصرف می کنیم (جدای از کاربرد عملی شی، دانش تولید و نحوه ی کار شی نیز مصرف و ازین طریق توزیع می شود.) حتی بیشتر از این ها، یک ماشین مکانیکی ما را تحریک به تولید و ایده پردازی و بازی با چرخ دنده ها می کند! درست در مقابل جهان الکتریکی که پوشیده تر است و در آن تنها ارتباطی که ما با یک وسیله ی برقی برقرار می کنیم مصرف آن از طریق کنترل آن است! (3) و (4)






پانوشت ها:

1- در کتاب "مارکس و تکنولوژی" محسن قانع بصیری به چندین دوره ی تحول تکنولوژی پرداخته. نویسنده در این کتاب ایراد مارکس به تکنولوژی در از خود بیگانه کردن کارگر را در همین عدم توزیع دانش می داند. (البته اگر اشتباه نکرده باشم) اما مدعی است تکنولوژی زمان مارکس تنها یکی از مراحل تحول تکنولوژی بوده.

 

2- کتاب "فرم بیانگر" از ترزدیس، نشر کتابکده ی کسری پیشگفتار جذابی درباره ی تاریخ پیدایش نرم افزارهای طراحی دارد. پیشنهادم این است که این یکی دو صفحه را از دست ندهید!

 

3- این تفاوت در شکل و فرم اشیا و تکنولوژی را همچنین می توان بین اشیای سنتی و جدید نیز دید: دو کتابی که حداقل من با آن ها آشنایی دارم این ها بودند:

الف- کتاب "نظم اشیا"، بودریارد، نشر ثالث هست که در بخشی از آن  به خوبی به تفاوت های بین ابزارها و اشیای سنتی و مدرن پرداخته شده. به نحوه ی ارتباط آن ها با طبیعت و نیروی کار انسان. اینطور یادم هست که بودریارد شکل و فیگور سنتی ابزارها را نماینده کار و فعل عضلانی انسان و ارتباط تنگاتنگ فرم و این نیروی طبیعی می دانست و فیگور غالب و به نظر غایی در تکنولوژی و ابزارهای نوین را کنترل!

ب- کتاب "معرفت شناسی آثار صناعی، جست و جویی در مفهوم فن و هنر" ، اسماعیل بنی اردلان، نشر سوره

 در بخشی از این کتاب، به حکایت های جذابی از اختراعات ایرانیانی برمی خوریم که  در سده های قبل از انقلاب صنعتی (؟) به دلایل جالبی توسط خود مخترعین تخریب می شدند! شاید علت این ترس، منع یا محذوریت خاص در تفکر شرقی را بتوان با خواندن کتاب "ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک" از مددپور درک کرد. آنجا هم روایت جذاب یک کشاورز چینی که از چرخ چاه پرهیز می کرد هنوز خاطرم مانده. در هر دوی این کتاب ها موضوع شکل ارتباط تکنولوژی با نیروی طبیعت مطرح هست.


4- من در این یاددشات کمی بی پروا و بی موالات از کلمات هنر، تکنولوژی، ابزار، ماشین و ... استفاده کردم برای آشنایی با تعاریف درست این ها و تفاوتشان با هم این منابع را دیدم:

الف- بخش اول کتاب "معرفت شناسی آثار صناعی: جست و جویی در مفهوم فن و هنر" ، اسماعیل بنی اردلان، نشر سوره - در این کتاب نویسنده، در فصل اول شرح فشرده ای از ریشه شناسی فن، تخنه، هنر و ... را ارائه داده تا ثابت کند آنچه ما امروز به آن هنر میگوییم در ایران قدیم معادل فن بوده.

ب- محمدرضا رحیم زاده یکی از اساتید دانشگاه شهید بهشتی در مقاله ای سه مرتبه از تعریف و تحدید فناوری را برمیشمارد: فناوری به مثابه ی فعل انسانی، فناوری به مثابه ی ابزار، و فناوری به مثابه ی نوعی نگاه به عالم یا نوعی انکشاف.

(رحیم زاده، محمدرضا، پرسش از فناوری و جایگاه آن در پیدایی معماری مدرن، نشریه صفه 47، صص26-42)

ج- هیدگر در "پرسش از تکنولوژی" تکنولوژی را نحوی از انکشاف حقیقت تعریف می کند. با ذکر این نکته که تکنولوژی آنگونه که امروز با آن درگیر هستیم طبیعت را به مثابه ی منبع ذخیره ی انرژی کشف کرده. من شرحی بر این کتاب را با عنوان "پرسش از هیدگر: تکنولوژی چیست؟" از همان محسن قانع بصیری خواندم.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">