دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

دغدغه های یک دانشجوی معماری از همه نوع

دست-انداز

سلام دوستان
خب معلومه که من یه دست اندازم! نه مقصد که جواب سوال هامون رو بدونه و نه حتی یه راه که مسیر رو نشونمون بده. این که گفتم دست اندازم واسه همینه. دست انداز ها درست وقتی فکر میکنیم همه چی رو میدونیم مقصد رو میشناسیم راه رو درست انتخاب کردیم و حالا فقط باید گاز بدیم، سراغمون میان. واسه همینه که میگم اینجا دنبال جواب نگردین اومدم سوال کنم و با دوستانم حرف بزنم نه این که حرفم رو به هر بهانه ای بزنم ...

درباره ی دست انداز این جا بیشتر بخونید:
http://dast-andaz.blog.ir/page/about-me

آخرین نظرات

بدون شرح!

پنجشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۲۵ ب.ظ
یه شاخصی رو میخام ازین به بعد تو وبلاگ بذارم!!! ... شاخص نسبت تعداد نظرات به تعداد پست ها! به نظرم خیلی چیزا رو میتونه نشون بده ... مثلا این که چند نفر واقعا مطلب رو میخونن؟ چند نفر نظری به ذهنشون میرسه که بخان بنویسن؟ و مهم تر از همه وبلاگم یه گفت و گوی یه طرفست یا دو طرفه؟ ینی این که ایا دست- انداز واسه خودمم واقعا مفیده یا نه؟ ینی منم از نقد و مخالفت و نظرات و حرف های دیگران بهره مند میشم یا نه؟ منم رشد میکنم یا نه؟


راستش نمیخام بگم خوندن دست-انداز باعث رشد ادما میشه! که اصلا از اول هم نیتم این نبود ... نیتم این بود مسایلی که واسه خودم "دست-انداز" و چالش انگیز بود رو مطرح کنم تا بچه ها کمکم کنن... نظراتشونو بگن و جواب سوالامو پیدا کنم! حتی ادرس وبلاگ رو عوض کردم و بدون اسم منتشرش کردم تا بقیه راحت تر نظر بدن!

 اما ...



پی نوشت: متن نظرات رو بدلایلی حذف کردم ... دوست داشتم همون طور که تو یه ماه چهار، پنج تا مطلب میذارم حداقل تیه نفر! نظرشو میگفت!


نظرات - پست ها
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۳/۰۹

نظرات  (۳)

تکلیف یکی مث من ک می خونم ولی کامنت نمیذلرم چیه!؟ینی هر مطلبی رو خوندم کامنت بذارم آیا!؟؟؟
پاسخ:
نه سجاد جان بی خیال :) یه کم دلگیر بودم دیروز ... حتی داشتم فکر می کردم تعطیلش کنم دست-اندازو :( ... 
ن دیگه!!!!تعطیلش نکن!!!برو من هواتو دارم:)))

پاسخ:
مخلص بچه های بامرام :)
۱۷ تیر ۹۲ ، ۰۰:۲۲ فقیرِ حقیرِ محتاج به رحمتِ خدا

سلام بزرگوار

(اینجانب در ابتدا ورود خود را به عرصه ی نظر گذاری در دست انداز ارج می نهم. :دی)

خیلی وقته که مخاطب خاموش شما هستم.

پر از حرفم....اما ببخشید که گاهی دستم نمی رود که چیزی بنویسم برایتان...

اصلا شایدم ننوشتنم دلیل دیگری داشته :

"خنده رسوا می نماید پسته بی مغز را
چون نداری مایه از لاف سخن خاموش باش"

اینجا یه سایت متفاوته اما با دغدغه هایی نه از جنس بقیه...

گاهی تحلیل ها تون رو می پسندیدم، اما به دلیل مشغله ها متاسفانه فرصت بحث پیدا نکردم.

خوندن این مقاله رو هم به شما توصیه میکنم، البته مدتی ست که ذهنم رو درگیر کرده، نظریه ای از دکتر حجت :

http://journals.ut.ac.ir/?_action=showPDF&article=10814&_ob=f3a02776bedd878b421dfa07763b7cbb&fileName=full_text.pdf
پاسخ:
سلام دوست عزیز ممنون همین که بدونم دوستان لطف دارن و بعضی مطالب رو میخونن برام قوت قلبه که ادامه بدم :) بابت مقاله هم ممنون جالب بود ان شالله سر فرصت به بهانه ی معرفی کتاب دکتر حجت سنت و بدعت از مطالب این مقاله هم استفاده میکنم باز هم ممنون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">